ترمه نوشت ۱
۱۵ شهریور ۱۳۸۹
من یک ساعت اینجا خوابیده بودم . البته خواب که نه ! داشتم از این مسائل بی ناموسی * گیلاسی مراقبت میکردم ! دیدم همینطوری ول کرده رفته … اخه اینها خطرناکه ! شما در جریان نیستی . اینها دو تیکه اس یه بار گیلی یکیش رو باز کرده بود و گذاشته بود رو ساق پاش و اون یکی رو همینطوری بی هوا رو زمین ول کرده بود و اصلا هم یاد من نبود ! منم نه اینکه دلم میخواد از همه چی سر در بیارم امدم بوش کنم چسبید به دستم بعد تا بیام به خودم بجنبم چسبید به موهام … بعد وقتی کاملا جذب بدنم شده بود گیلی متوجه شد ! اولش جیغ زد ! بعد خندید ! بعد من رو گرفت و سعی کرد بدون اینکه موهام کنده بشه از تنم جدا کنه … بعد اون موقع بود که من حس کردم داره موهام کنده میشه و با محبت پنجه ها و دندون هام رو تو دست گیلی فرو کردم تا متوجه اش کنم که داره موهام کنده میشه ! البته گیلی زود فهمید و میدونست که این ماده اصلا به اب جواب نمیده برا همین رفت کرم اورد و هی به من کرم مالید و هی این رو یواش یواش کشید و من هم هی ازش با فرو کردن دندونهام تو بدنش تشکر کردم ! البته بازم نصف موهای من کنده شد که البته خوب کار این لایه ها کندن موئه و به هر حال چاره ای نداره … بعدش هم چون نصف بدنم موهاش پوش داشت و پفی بود و نصف دیگه بدنم چرب و کم پشت شده بود و چسبیده بود تخت تنم مجبور شدم یه حموم هم برم که توی حموم یکی دو بار برا گیلی فیف کردم تا ببینه تو حموم چقدر صدام خوب میشه … بعدش هم سر خشک کردن با سشوار یکمی ناراحت شدم و چند تا خط ظریف یه اون یه میلیون خط ظریف قبلی که خودم طراحش روی تن گیلی بودم افزودم … بعدشم کلا به خاطر روز پر مخاطره ای که داشتم یه کمی به اعصابم فشار امده بود و یه مرتبه می پریدم رو گیلی و گازش میگرفتم … حالا شوما خودت رو بزار جای من ! ببین حق داری مراقب این بی ناموسی ها باشی و بری تو کیسه اش بخوابی یا نه ؟
من قبلا تو این سبد خوب جا می گرفتم …. ای بابا ! تا چشم رو هم میگذاری سبدها کوچیک میشن !!!
* : ورق های اماده اپیلاسیون ( نواز موبر body natur )
خریدار چار پای شما هستیم !
۱۴ شهریور ۱۳۸۹
دراز کشیدم کف زمین و پاهام رو گذاشتم رو مبل ! دارم فکر میکنم و این هم ژست متفکرمه مثلا !! چیه عزیز من ؟ من تو این حالت فقط تجربه فکر کردن دارم !!
به هر حال ، فکر میکنم که ماشین بخرم ! این ماشین خریدن یکی از اون چیزهای هست که واقعا من رو مشغول کرده و سد راهم هست تو خیلی تصمیمات … با خودم میگم چطوره اینجا رو پس بدم و با مبلغی که تو بانک دارم برم یه سانتافه بخرم و برگردم پیش مامان اینها زندگی کنم ! بعدم سر خرید خونه می فروشمش و یه چی دیگه می خرم … احتمالا وقتی سانتافه زیر پام باشه فکر میکنن پولدارم و یه همسر پولدار هم پیدا میکنم و خوشبخت میشیم !
بعد میگم نه من نمی تونم بر گردم خونه مامان اینها . هرچقدر هم که مامان خوشحال بشه من نمیتونم ! پس بهتره یه زانتیا یا یه پرشیا بخرم … هم خوبه هم تو خونه خودم هستم و بازم فک میکنن حالا که زانتیا زیرپامه پولدارم و شوهر پولدار گیرم میاد و خوشبخت میشم !:|
بعد میگم نه ! ادم نمیتونه دو روز دیگه اش رو ببینه . امد و باز مث الان تو خونه بودم ! از کجا بیارم بخورم ؟ اونم من با این ولخرجی هام ! حداقل ماهی انقدر که باید داشته باشم ؟ اینطوری خانم خودم هستم ! اقای خودم !
همینطوری دراز کش فک میکنم با احتساب این مبلغی که نمیخوام بهش دست بزنم و این مبلغی که برا روز مباداس تهش چار تومن دارم برا ماشین ! بعد فک میکنم میشه با چار تومن یه پراید خرید ؟ بعد میگم البته اگر ماشین چار تومنی من رو هر روز نکشونه تعمیر گاه ! بعد دلم میسوزه که چرا نمی تونم یه موتور بخرم اخه ؟
اونوقت یادم می افته که جدا دنبال یه مرکز درمان لیزری هستم که برم و لکه ها رو با لیزر بردارم و نمی دونم هزینه اش چقد میشه ! شاید مجبور بشم همه چار تومن رو بدم بابت اونها !!
به اینجا که میرسم با این قیافه
زل زدم به سقف و بعد میگم چه خوبه که نمیشه ماشین بخرم ! میدونی ماشین داشته باشی بدنت از فرم در میاد ! دیگه پیاده روی نمیکنی و چاق میشی ! تازه دیگه فرصت ناب حرص خوردن و راضی نیستم گفتن از بابت اینکه راننده پنجاه تومنت رو بهت نمیده رو از دست میدی !!
پ.ن : تجربه این چند ساله بهم یاد داده اگه بعضی پی نوشت ها رو نگذارم باید تحمل کنم خواننده ای رو که میاد بهم میگه جدا فکر میکنی شوهر پولدار خوشبختی میاره ؟
پ.ن: جدا میشه با چهار تومن یه پراید نسبتا محترم خرید ؟ نمیشه من رو این لکها چسب بزنم و برم ماشین بخرم ؟ اصلا چرا همسر بعدی من باید بدن من رو ببینه !! یعنی وقاحت تا کی ؟ تا چه حدی ؟ ( یه لیوان با آب توش لطفا ) من هنوز مرکز لیزر درمانی پیدا نکردم ولی واقعا چرا باید انقدر گرون باشه ! واقعا چرا ! البته من هنوز قیمتی هم ندارم ! ولی اخه چرا باید انقدر گرون باشه یه مرکز درمانی ارزون فروش سراغ نداری ؟ ثواب داره شب یکشنبه ای ! برا نیازمند با ابرو میخوام !
مشت محکمی بر دهان … حالا !
۱۳ شهریور ۱۳۸۹
بالاخره تونستم برم تو جی میل و لینک مربوطه رو باز کنم و قیلطرش رو هم بپیچونم و مجددا برگردم به آغوش گرم فیس بوک … حالا باز فردا میگه این پسوردتون درست نیس ! چون کلا فیس بوک به روح اعتقاد داره ! پرسیدن هم نداره !!
اگر این انرژی و فکر و زیر ابی رفتن رو برا سیستم های اداری کشور به کار می بردم الان رئیس جمهور بودم ! یا زنش ! … حداقل !
نمیدونم جوون های مملکتون چقدر از وقتشون و فکرشون و انرژیشون رو برا گذر از قیلتترینگ میگذارن … من که تا جای که یادم میاد همیشه مشغولش بودم و چون هیچی برام به راحتی باز نشده ! همه راه های پیچوندن رو بلدم ! من از همینجا از دست اندرکاران قیلتترینگ کمال تشکر رو دارم که همیشه ما رو فعال و به روز نگه میدارن ! اگر نبود این چالش ها !!! قطعا ما از بیکاری در این مملکت می مردیم !
خوبه ؟
۱۳ شهریور ۱۳۸۹
نوشتم نویسنده های اون وبلاگ زن نیستن . امدن بهم گفتم حسودی میکنی بهشون
بعد نوشتن چون اونها از تو بهتر می نویسن چشم نداری ببینیشون !
منم میگم بله هردو احتمال درسته و من راه افتادم ریشه تمام کسانی که از من بهتر می نویسن رو از ته بزنم !! بعد خودم بشم وبلاگ نویس برتر زن و از پرشین بلاگ جایزه بگیرم و بعدش هم برم برا المپیک !
بعدش دیدم دو سه تا ادم حسابی که خودم حرفشون رو قبول دارم گفتن نه اینطوری نیست ! منم گفتم باشه ! به هر حال من نخوندمشون و کلا چون وبلاگ خون نیستم خیلی حرفی ندارم در این مورد . گرچه از نظرم برنگشتم … ولی کلا امروز حوصله ندارم فضا بدم به یه عده معلوم الحال که بدون خوندن مطلبم محیطی برای بد و بیراه گفتن پیدا کنن …
میدونی ؟ تنها ارزوم اینه تو دنیای وبلاگستان به یه عده بفهمونم همه چی نسبیه ! شخصی نیس و قرار نیس از هر چی هر کی خوشش امد بقیه هم ایضا !! حالا اگر بر اساس ملاک های شخصی یکی خوب می نویسه و یکی بد نمیشه به زور به باقی هم همین رو القا کنی که فلانی خوب می نویسه ! و اگر خدایی نکرده یه بار بگی فلان چیز خوب نیس خنجر برداری و بخوای شیکم طرف رو پاره کنی که چرا میگی بده ؟ خوبه !! بابا خوشم نیومد ! بیاید من رو بکشید !! اگر با این خوش نیومدن من هم اون نویسندگان خودشون رو کشتن و وبلاگشون رو تعطیل کردن ! من پیشاپیش از شما معذرت می خوام
پ.ن : برا دوستانی که به قسمت شستن ظرفها رسیدن ! یه وبلاگی رو دیدم و خیلی کوتاه توش گشتم و گفتم این نویسنده ها زن نیستن و باقی ماجرا … اگر هم پست رو نمی بینید چون حذفش کردم …
پ .ن : چرا فیس بوک پسوردهای من رو قبول نمیکنه ؟ الحمدالله جی میل هم که مث بنز باز میشه و …. چه مرگمونه هی میگیم ایران بده ؟
مریم !
۱۲ شهریور ۱۳۸۹
نه خدایی ؟!! دیدی یکی اول استادیوم بلند میشه باقی وظیفشونه بلند شن و ادامه اش موج مکزیکی بیان ؟
شده قضیه این مخاطب قرار دادن مریم تو اهنگ های ایرانی و ایضا خارجی !! میدونستم شما نمیدونی ولی تو خارج !! ماریا همون مریمه ! ( بالاخره این لیسانس زبان باید یه جای به دردم میخورد دیگه
)
خدایی ! یه جورایی برام سوال پیش امده که ایا همه موضوع های عشق و عاشقی و فراق و جدایی ها حول و حوش مریم هاس ؟ بقیه هویجن ؟ نه خدایی تو سر هر کی زدی نه تنها رفته خواننده شده ! بلکه ام یه اهنگ برا مریم خونده !
یا مریم تو با من قهر کردی ! یا مریم گل ناز منه ! یا همه زندگی ام مریم ! یا ای اسمون ای مریمم با من می مونی مریمم و مریم تو تکی ! مال ونکی ! …. مریم بیا بریم پشت کوه ! مریم دوستت دارم ! تو عشقمی مریم ! مریم الهی خبر مرگت رو برام بیارن ! مریم …
قطعا شما هم مث من تا حالا یه میلیون تا اهنگ که توش با مریم ها صحبت کردن رو شنیدید !( حالا یا دارن قربون و صدقه اشون میرن یا بهشون فحش میدن ! ) و مث من الان حافظه یاری نمیکنه بهش اشاره کنید !!
باور بفرمایید همین سوسن خانم خودمون هم اولش مریم خانوم بود ! خواستن دس توش زیاد نشه گفتن سوسن بگذاریم ! ولی تو خونه همون مریم صداش میکنن !
میدونم دیگه ! الان فک میکنید من حسودی میکنم ! اخه برا خدیجه و فاطی و پری و عسل و گلنار و البته مریم ! … خوندن ولی برا من نخوندن ! تازه من دو تا هم اسم دارم !!!
یعنی هر چی هم یکی بیاد خودش رو برا اسمت جرواجر کنه … ارزش مکان بودن اسمت رو نداره !! حالا بیا اسم من رو پیدا کن (((:
پ.ن: من عزیزترین دوستان و بستگانم اسمشون مریمه … این متن صرفا جهت شوخی بود و به دل نگیرن مریم ها !
نوشتههای بعدی »تماس با گیلاس خانومی
خوراک گیلاسی!
توصیه گیلاسی
يه گودر ديگه گيلي
تقویم
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « مرداد | ||||||
| ۱ | ۲ | ۳ | ۴ | ۵ | ||
| ۶ | ۷ | ۸ | ۹ | ۱۰ | ۱۱ | ۱۲ |
| ۱۳ | ۱۴ | ۱۵ | ۱۶ | ۱۷ | ۱۸ | ۱۹ |
| ۲۰ | ۲۱ | ۲۲ | ۲۳ | ۲۴ | ۲۵ | ۲۶ |
| ۲۷ | ۲۸ | ۲۹ | ۳۰ | ۳۱ | ||
دیدگاههای تازه
- nilan در ترمه نوشت ۱
- s.t در ترمه نوشت ۱
- sadaf در ترمه نوشت ۱
- رها در خریدار چار پای شما هستیم !
- مریم در ترمه نوشت ۱

