از کوزه همان برون تراود که در اوست
۲ دی ۱۳۸۸
دیروز با یه دوستم حرف میزدم بین حرفها ، حالا ادم نمیفهمه که کی از کجا چه حرفی یهو میاد وسط ، مثلا میگی خربزه بعد بحث کشیده میشه به س کث ، خلاصه که بین حرفها بحث کشیده شد به همین خربزهه . بعد دوستم با توجه به دایره معاشرتی وسیعی که داره گفت من و دوستانم کلیم به این نتیجه رسیدیم که سک ث هم مثل اب و غذا و خواب جزوی از روزمرگی های اقایونه . حالا خودش که شوهر داشت ، دوستاشم داشتن . بعد من به خودم و خودمون فکر کردم و با خودم گفتم خوب چه ریاضتی کشیدم ما !! اینطوری که دوستم میگه پس ما زندگی نمیکردیم ! مراحل مرتاض شدن رو طی میکردیم .فک مثلا ادم شش ماه غذا نخوره !
بعد امشب با یه دوست دیگه صحبت میکردم . بازم فک کن شما بحث سر قوطی حلبی روغن بود که اخر کشیده شد باز به سک ث . بعد این دوستم گفت یه زن و مرد نامحرم که میرن زیر یه سقف خوب جز سک ث چیکار می تونن بکنن ! بعد من گاگول برگشتم میگم ، فیلم ببینن ! اشپزی کنن . بازی کنن ! چه میدونم چیزهای که به دوستم نگفتم ولی حتما تو ذهنم بود این بود که زمین رو تی بکشن . فرش ها رو شامپو فرش بزنن ، قابلمه ها رو سیم بکشن ، صلوات بفرسن . زیارت عاشورا بخونن …
بعد من هی اصرار که نه زن و مرد نامحرم زیر یه سقف بودنشون اشکال نداره و اون دوستم هی اصرار که نه مگه ادم مرض داره وقتی به یه سری اصول معتقده با ایجاد شرایط خودش رو به خطر بندازه . بعد هی من اصرار اون اصرار اخر دوستم گفت تو خودت همیشه میگی دوست نداری توی دوستی رابطه جن سی داشته باشی چطور الان برگشتی از حرفت ! بعد من همینطوری فکم امد پایین که من کی برگشتم !!! من اصلا چی گفتم که به برگشتن و اینجا ختم شد و این تصور رو ایجاد کردم !!خلاصه تماس که تموم شد کلافه بودم رفتم حمام و زیر دوش بود که مغزم از هنگی در امد و فهمیدم که چی شده !!
من نه سال به عنوان زن با یه مرد زندگی کردم و دخترم . حالا دوس ندارم برا شما چیزی رو شرح بدم ولی خوب این تو ذهن من حک شده که لزوما زیر یه سقف بودن دلیل بر این رابطه جن سی نیست … از شما که پنهون نیس رکورد گینس رو زدم یعنی !! بعد دلم برا خودم سوخت . اینکه اگر این مکالمات ایرادی هم داشته باشه از سمت منه . منم که تو ذهنم یه سری چیزها شکل گرفته و فک میکنم زن و مرد میتونن زیر یه سقف باشن و سک ث رسمی نداشته باشن و چیزی هم به خطر نیوفته و …
