بالاخره یک سال شد که من یه جا قرار گرفتم … بعداز ۵ سال وبلاگ نویسی ، برای اولین باره که یک ارشیو ۱ ساله دارم . اونم دو ماه نداره این وسطها …

دیگه وبلاگ حذف نکردم . یادش بخیر چه دورانی داشتم ! چه بهانه های برای وبلاگ حذف کردن داشتم و هیچ وقت هم نمی تونستم سر حرفم بمونم و دیگه بر نگردم تا اینکه اخر سر یاد گرفتم کاری به این نوشته هام  نداشته باشم . یعنی یاد گرفتم خشمم رو بر سر نوشته هام خالی نکنم و اگر کسی باعث ناراحتی ام میشه حرفهام رو به خودش بزنم . گرچه فرقی به حال من نکرد … در هر دو حالت چه وبلاگم رو حذف می کردم چه دعوا می کردم  خودم یه طرف ماجرا بودم که داشت عذاب میکشید …

هی روزگار … بگذریم !

داشتم ساندویچ می خوردم ! مومو هی از سرو کولم بالا میرفت . برا اینکه اذیتم نکنه یه تیکه از ساندویچم رو با نون و کالباس و خیارشور و سسش کندم و گذاشتم جلوش !!  خانوم با ناز رفتن یکمی ساندویچ رو بو کردن و بعد خیلی ناراحت شروع کردن با پنجه روی سرامیک چنگ زدن و به صورت فرضی خاک ریختن روی ساندویچ !!! کاملا دور ساندویچ چرخید و همه اش رو با خاک فرضی پوشوند !!!

فکرش رو بکنید که مومو فقط در برابر جیش و پی پی اش این عکس العمل رو نشون میده و روش خاک میریزه !! و من رو تصور کنید که داشتم همون چیزی که مومو ترجیح داده بود باید روش خاک ریخته بشه رو می خوردم !!!

پ.ن : تاریخ عقب و جلو شده یکمی … ولی چند رو پیش این دامین تجدید شد دوباره . من که هیچ جوره نتونستم زحمتهای وحید رو جبران کنم . انشالله عروسی اش برقصم ((:

تماس با گیلاس خانومی

خوراک گیلاسی!

    فید

توصیه گیلاسی

يه گودر ديگه گيلي

تقویم

آبان ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« مهر   آذر »
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰  

دیدگاه‌های تازه

آمار