کولی ه آواره ، دیگه قصد حرکت نداره .
۷ آبان ۱۳۸۸
بالاخره یک سال شد که من یه جا قرار گرفتم … بعداز ۵ سال وبلاگ نویسی ، برای اولین باره که یک ارشیو ۱ ساله دارم . اونم دو ماه نداره این وسطها …
دیگه وبلاگ حذف نکردم . یادش بخیر چه دورانی داشتم ! چه بهانه های برای وبلاگ حذف کردن داشتم و هیچ وقت هم نمی تونستم سر حرفم بمونم و دیگه بر نگردم تا اینکه اخر سر یاد گرفتم کاری به این نوشته هام نداشته باشم . یعنی یاد گرفتم خشمم رو بر سر نوشته هام خالی نکنم و اگر کسی باعث ناراحتی ام میشه حرفهام رو به خودش بزنم . گرچه فرقی به حال من نکرد … در هر دو حالت چه وبلاگم رو حذف می کردم چه دعوا می کردم خودم یه طرف ماجرا بودم که داشت عذاب میکشید …
هی روزگار … بگذریم !
داشتم ساندویچ می خوردم ! مومو هی از سرو کولم بالا میرفت . برا اینکه اذیتم نکنه یه تیکه از ساندویچم رو با نون و کالباس و خیارشور و سسش کندم و گذاشتم جلوش !! خانوم با ناز رفتن یکمی ساندویچ رو بو کردن و بعد خیلی ناراحت شروع کردن با پنجه روی سرامیک چنگ زدن و به صورت فرضی خاک ریختن روی ساندویچ !!! کاملا دور ساندویچ چرخید و همه اش رو با خاک فرضی پوشوند !!!
فکرش رو بکنید که مومو فقط در برابر جیش و پی پی اش این عکس العمل رو نشون میده و روش خاک میریزه !! و من رو تصور کنید که داشتم همون چیزی که مومو ترجیح داده بود باید روش خاک ریخته بشه رو می خوردم !!!
پ.ن : تاریخ عقب و جلو شده یکمی … ولی چند رو پیش این دامین تجدید شد دوباره . من که هیچ جوره نتونستم زحمتهای وحید رو جبران کنم . انشالله عروسی اش برقصم ((:
