عاشورا

۷ دی ۱۳۸۸

من سه روزی تهران نبودم و دیروز بعد از ظهر برگشتم . مراسم حیلم هر ساله مادر بزرگ بود و درگیر اون بودیم . دیروز بعد از ظهر وقتی بر میگشتیم خونه تا نواب خبری نبود اما بعدش پلیس ویژه ایستاده بود و راه به راه برادران زحمت کش بسیجی . یه جای هم داشتن غذای نذری میخوردن . با باتوم های که تو دستشون بود . چند تا سطل اشغال اتیش زده بودند و کاملا معلوم بود که این صحنه برای بعد از درگیری هست .

اس ام اس ها کار نمیکنه و من اصلا نمیتونم وارد جی میلم بشم . سرعت هم اذیتم میکنه … امروز با خوندن این متن فهمیدم که چه خبر بوده .

مثل اینکه ۵ نفر کشته شدن و خواهر زاده اقای موسوی هم همینطور .

۳۵ نظر

(لازم)
لازم است. اما دیده نخواهد شد

تماس با گیلاس خانومی

براحتی یک وبلاگ شخصی داشته باشید

خوراک گیلاسی!

    فید

توصیه گیلاسی

يه گودر ديگه گيلي

تقویم

دی ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« آذر   بهمن »
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

آمار