شب یلدا گذشت . شب عجیبی بود برام . به شب یلدای پارسال فکر میکردم و شب یلدای امسال . یک سال شد ! نمی دونم چرا با وجود سختی بسیار گذر زمان رو حس نمیکنم ! فرق اون موقع با الان هم این بود که شب یلدای امسال اروم تو خونه نشسته بودم و برادری پیشم بود یه ساعتی و با هم یه ساعتی هم پیش مامان بودیم و بعد هیچی . معمولی مثل شبهای دیگه !

اما به بازی دعوت شدم و دوست دارم بازیش کنم . دکتر آرش عزیز هم بنده رو به این بازی دعوت کردن و با توجه به بند اولش بهتره بازی کنم ((:

پیش زمینه بگم که دکترهام ازم میپرسن میتونی خودت رو توصیف کنی و من یه کم فکر میکنم و یه جای سیاه و بدون هیچ هوا و نوری میاد تو ذهنم و خوب بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم خودم رو و دکتر هم میگه اشکال نداره . ذهنت آشقته اس !! حالا من که میدونم لامپ خودشناسیم سوخته ولی دکتر نمیخواد بهم بگه  !

به هر حال ۵ تا خصوصیت باید بگم که میخوام خوب و بدم رو بگم .  البته شما که من رو میشناسید ! واسه خنده خودم دارم مینویسم ((:

۱- اخلاق خیلی بدیه . این که من باید با انگیزه و تشویق و تهدید کسی کاری بکنم و خودم خیلی خود جوش سراغ کاری نمیرم . ولی وقتی بخوام با انگیزه انجام بدم ، حالا مهم نیس از کجا انگیزهه امده ولی انجامش میدم خوبم انجام میدم !

۲- احتمالا متوجه شدید ، ناله میکنم ! گریه میکنم ! غر میزنم ولی در کنارش کارهای میکنم که احتیاج به یه اراده قوی داره و از پس هر زنی بر نمیاد . یعنی در کنار زن بودنم میتونم مثل یه مرد از پس خودم بر بیام و با همه سختی ها مبارزه کنم و کنار بیام .

۳- صبرم زیاده . خیلی هم زیاده . یعنی انقدر زیاده که تا زمانی که به اخرش نرسم و مطمئن نشم راه دیگه ای نیست دست به اقدامی نمیزنم و اگر هم بزنم دیگه برگشتی نداره و انجامش میدم . برا همین حرف دیگران برام خیلی مهم نیس مگر اینکه خودم به نتیجه ای برسم .

۴- در کنار همه این سختی ها و اذیت ها اگر پاش برسه میشم مث یه دختر بچه چهار ساله و باز ذوق میکنم و خوشحال میشم و میشم یه موجودی که نیاز داره یکی دستش رو بگیره و از خیابون ردش کنه . به شرطی که اون شخص همیشه یادش بمونه این دختر اگر احساس کنه لازمه میتونه اون رو هم از خیابون رد کنه .

۵- باز چراغم سوخت ! حالا شما اگر میتونید جای این ۵ رو پر کنید ! خودم خاموش شدم ! هر چی فشار میارم چیزی به ذهنم نمیرسه . یه ربعه هم الکی نشستم دارم فک میکنم چی ام کی ام !

پ.ن : چای سبز با طعم یاس هست من چند طعمه دیگه هم دیدم که یکیش نعنا بود . مال شرکت احمده . چای احمد .

پ.ن : باورتون بشه یا نشه به خاطر درس در یک دنیای تقریبا بدون رسانه زندگی میکنم و خیلی دیر متوجه فوت آیت الله منتظری شدم . تسلیت میگم و روحش شاد ، روحش آزاد . جسمش آزاد . خیال یه عده راحت شد دیگه !

۳۸ نظر

(لازم)
لازم است. اما دیده نخواهد شد

تماس با گیلاس خانومی

خوراک گیلاسی!

    فید

توصیه گیلاسی

يه گودر ديگه گيلي

تقویم

دی ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« آذر   بهمن »
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰  

دیدگاه‌های تازه

آمار