مادر من ، برادر من
۱۹ آذر ۱۳۸۸
ساعت یک بعد از ظهره . تلفن زنگ میزنه . با چشم بسته دنبال گوشی میگردم و با گلوی دردناک میگم بله ؟ مامان میگه هنوز راه نیوفتادی ؟ یادم نمیاد باید کجا میرفتم ! میگم نه حالم خوب نیس اصلا ! با نگرانی میگه چی شده ؟ براش توضیح میدم که چی ام شده و خیلی عادی میگم که از دیروز همینطوری افتادم و نمی تونم حرکتی بکنم . دارو هم ندارم و اصلا نا ندارم برم داروخونه ! یه مرتبه مامان شروع میکنه به گریه کردن !! و شروع میکنه به گفتن جمله های که دست کم یه میلیون قلیریون بار قبلا ازش شنیدم ! اینکه تو لجبازی گیلاس ! تو میخوای به همه ثابت کنی که به تنهای میتونی از عهده خودت بر بیای !! مگه تو مادر نداری ! بگذار من بمیرم بعد اینجوری کن و … !! به سختی چند بار تو گوشی میگم که مامان تو خودت هم مریض بودی و من نخواستم اذیت بشی ! باز میگه من مادرم و … فایده نداره ! میگم مامان نمی تونم حرف بزنم اگه همینطوری غر بزنی گوشی رو قطع میکنم !!! میگه باشه خداحافظ !
تو تب دارم میسوزم و خواب و بیدارم که زنگ میزنن !! در رو باز میکنم و متعجب میرم ببینم کیه که این وقت روز امده اینجا … می بینم مامانه ! با دو تا پاکت بزرگ لیمو شیرین و پرتقال و هویج و لپه و … از در تو نیومده میره تو اشپرخونه . به اندازه دو روز ظرف کثیف دارم تو سینک ! خونه وحشتناک بهم ریخته اس … مامان داره قربون و صدقه مومو میره که چشمام بسته میشه و هر وقت با صدای مامان باز میشه یا اب میوه داده دستم یا چای و کیک و قرص و …
ساعت ۶ که چادرش رو سر میکنه تا بره خونه ام شده یه دسته گل ! رو گاز سوپ داره اروم اروم قل قل میکنه و چای تازه دم دارم … با شرمندگی میگم من باید می امدم این کارها رو برا تو می کردم … میگه تو بچه منی !
تازه برا خودم یه کاسه سوپ ریختم و هنوز اولین قاشق رو تو دهنم نگذاشتم که دوباره زنگ خونه رو میزنن … در رو باز میکنم و برادری رو می بینم که میاد تو ! تو دستش یه کیسه بزرگ خوراکی هستش و تو اون دستش یه پاکت پسته …
این دو تا وبلاگ من رو نمیخونن … این دوتا همیشه من رو حس کردن ….
مومو هم سرما خورده و میاد اب دماغش رو با لباس های من خشک میکنه !
هنوز هم حالم خوب نیس … ادم سگ بشه اما سرما نخوره ))):


آخ مامان ها خداااان…
خوش به حالت گیلاسی مامانت نزدیکته..
همین محبت هاست که ادم رو زنده نگه میداره ….
امیدوارم زودتر حالت خوب بشه خانوم گیلاسی :*
یاد حرف مادر بزرگم افتادم که میگفت:
کافر مادر نشه!!!!!
سلام عزیزم امیدوارم هرچه زودتر خوب خوب شی.
مامانا برای بچه هاشون نعمتی هستن قدرشو بدون.
می دونم که می دونی.
بوس بوس گیلاسی جون. زودی خوب شو که بتونی از مومو خوشگله مراقبت کنی.
خدا رو شکر که الان اوضاع مرتبه.
میبوسمت عزیز سرما خورده
حس خوبیه میدونم.یه بار بدجور مریض شدم نتونستم برم سرجلسه امتحان میان ترم.مامان از اهواز زنگ زد وقتی دید حالم بده ناراحت شد.چند ساعت بعد مامان تهران بود و مشغول مراقبت از من.رفته بود فرودگاه رو گذاشته بود رو سرش که دخترم مریضه و تو خونه تنهاست ومن باید برم تهران.نمیدونم این حس مادری چطوریه.اما فوق العاده است
باور کن کامنتت رو دیدم گریه ام گرفت
خدا برات نگهش داره
امیدوارم زودترخوب بشی عزیزم-منم همیشه نگرانم از مریض شدن چون هیچکس و ندارم حتی ۱لیوان اب بده دستم
باز خوب شد اومدن همیشه چند تا از این قرص های سرما خوردگی و امپی سیلین تو خونه بزار .زود خوب شو پیلیز
گیلاسی خدا مامانت رو برات نگه داره و همیشه سالم و سلامت باشه و تو هم ایشالا زودی خوب بشی.
من فدای مادر که همیشه دلسوز و همیشه مهربان و همیشه عاشق…
ایشالله که هر چه زودتر حالت خوب بشه
بهت دیروز که گفتم، نزدیک بودن خونواده ات کم چیزى نیست (مى دونم نزدیکى باعث دلخورى و دخالت و بقیه چیزا میشه، ولى اینى که امروز دیدى جنبه ى مثبتش هست).
مى دونم اینجا رو نمى خونن ولى من ازشون تشکر مى کنم!! مرسى مامان گیلى! مرسى داداش گیلى!
من موندم تو با این حالت چطوری میای چست می زاری؟؟؟ معلومه ما رو خیلی دوست داریا…….. منم سوپ می خوام…
وای ببخشید منظورم پست بود! آخه نه که دکمش کنار همه…. و منهم چشام ۲تا رو یکی می بینه…….. ببخشید دیگه
بازم خوبه که یکی هست که حس کنه تورو!یکی که به دادت برسه.
Gilasi e aziz
mamanay e mah o mehraboon o ba masooliyatan ke hamisheh negaran e bachehashoonan, hamisheh va hamisheh. har ghadram ke bedoonan ke to ghavi o salem hasti vali hess e madaranashoon in ejaza ro beheshoon nemideh ke bi tafavot bashan aziz e delam. oona asheghetan ke negaranet mishan o behtarina ro barat mikhan aziz e delam. va man didam madarayee ke sageshoon az bachashoon barashoon mohemtareh azizam va hatta be bachehashoon hasoodi mikardan va oon moghe bood ke man ghadr e madar e khodam va hameh ye madarayeh mesl e oono doonestam bishtar az hamisheh. fadat sham omidvaram zoodtar khoob beshi o ghadr e maman e javaherteo bedooni azizam. gar che ke midoonam midooni.
ایشالا سایه مامان بالای سرت باشه همیشه عزیزم
زود خوب شو گیلاسم خوب
اشک جمع شد تو چشمهام یاد کارهای مامان خودم افتادم. الان دورم ازش خیلی یه دفعه دلم تنگ شد.
سلام ..نوشته هات خیلی باحاله ها ..اما این دعاهای اخرش یه روز کار میده دستت .. یه هو دیدی مستجاب شد …..
ای گیلاسه مستقل گرا زود تر خوب شو…قدره مامان و داداشتو بدون…بعضی وقتا آدم باید از یکی کمک بخاد…حالا کی بهتر از مادر و برادره آدم
ای فدای این مامان مهربون :-*
)) مومو رو عشقه
ای جااااان
با اینکه قهر بودم و بی صدا میومدم و می رفتم ولی دلم نیومد اینبار نگم کاش زود خوب شی . نگرانتم گیلاس
چیه مگه نمی شه آدم تو قهر نگران باشه؟
خدا مادر و برادر مهربونت رو برات حفظ کنه عزیزم
دلم واسه مامانم تنگ شد…خوش بحالت
دست شما درد نکنه ! یعنی ما حس نمیکنیم دیگه !!! پاشیم بریم ، پاشیم بریم ( آیکون قهر چسیدن )
)
اینجوری که گفتی مثل همون سرما خوردگی منه . با عرض شرمندگی دو هفته خونه گیر شدی. صبح ها شیر داغ و عسل بخور روزی ۱ لیوان آب لیموشیرین و پرتقال بخور . لیمو شیرین هرچی بیشتر بهتر. زودتر دکتر برو اگه نرفتی . این کارارو نکنی ۳ هفته هم میندازتت . من ۵ کیلو وزن کردم سر همین سرما خوردگی . یه امید اینکه زودتر خوب شی
khanomi gadre mamaneto bedon.nemidonam chera bahash zendegi nemikoni.ishalah ke sharayet vasat behtar she.inja hame doktoran.pas ye kalame ham az man beshno:asalo ab limo,kheyli khobe vase sarma khordegii
خصوصیه!
گیلاسی جان انشالا که زود خوب میشی فقط آبمیوه زیاد بخور… خدا این فرشته های مهربون رو همیشه واست نگه داره.
رفیق بی کلک مادر!
حال کردی:د
جدا هیچ چیز مادر نمیشه. فقط فکر بچه است. ضمنا گیلاسی جونم یکم مامانتو بیشتر دوست داشته باش
این حس چه واژه عجیبی است
گیلاسی امیدوارم زودتر خوب بشی. قدر مامان گل و داداشی رو بدون. بخور و قرقره آب نمک را هم فراموش نکن، تا میتونی مایعات بخور.
خانواده یه نعمت بزرگه!
واقعا که حس مادری قابل وصف نیست.بی نظیره.نابه…
اصلا هیچکس نمیتونه جای خوانواده ادم رو بگیره..تو فکر کن کدوم از این پسرا ….ولش کن!
زودی خوب شو و قدر مامان نازنینتو بدون.فرشتن بخدا.
خدا رو شکر که اینها رو داری .
خدا همه مادر ها رو سالم و سلامت نگه داره در کناره خانواده.مواظب اون مومو هم باش شما هم مادر مومو هستیا از این کارا براش کردی؟!!!
همیشه دورت پر از عشق و محبت باشه!!!
هنوزم دوست دارم با اینکه کامنت نمی ذارم…
مراقب خودت باش و همه این محبتا رو اینجاننویس، حتمن یه اسفند برا خودت و مامان و داداشت دود کن
بوس
akhey gilasi khosh be halet man alan arezoom bud sarma mikhoedam ke mamanam miumad azam parastari mikard!!!!akhe dosale azash duram!besuze pedare …!!!!!:((((
خوب شد بالاخره یکی پیدا شد که به داد گیلاسی برسه
عزیزم امیدوارم زود زود خوب بشی
مادرا موجودات بس عجیبیند
امیدوارم زود خوب بشی گیلاسی جون.
سلام . امیدوارم زودتر خوب بشی .چیزی که توی پست قبلی نوشتی یک ماه پیش به ذهن من هم رسید و برای قندون صندلی گذاشتم تا حیاط رو تماشا کنه . الان روزانه یکی دوساعت سرش گرم همین است . یک بار بغلش کرده بودم تو حیاط گردش می کردیم . یه گربه دیگه تو حیاط بود . قندون همینجوری توی بغلم بود وقتی گربه رو دید قلبش زیر دستم همچین تند تند می زد . نمی دونی دخترم چقدر هیجان زده شده بود !
نتیجه سانسور حرف دیگران اینه.
سلام دوست خوبم امیدوارم که خوب بشی زود .در ضمن اگه دوست داشتی درمورد ۱۹ آذر روز جهانی حمایت از حقوق حیوانات مطلبی رو بنویس وبلاگ تو پر بازدیده و میتونی تاثیر گذار باشی ممنون
گیلاسی اگر حوصله نداری جون نداری بری دکتر ببین گیلاسی از درکان در منزل ها هستن دکتر سرخونه زنگ بزن اونها بیان حتما برو دکتر
درکان در منزل =درمان در منزل
هیچ کس واسه آدم مادر نمیشه ….
مشخصه دخملِ مستقلی هسنی : )
بهت حسودیم شد
« … این دوتا همیشه من رو حس کردن …. »
خوش به حالت گیلی . زودتر خوب شو .
دنیا به زمین بره زمین به آسمون بره ، محبت مادر و پدر و هم خون های آدم همیشه بی ریاست . بهترین دوستهای آدم تا آخر عمر همین پدر و مادرشن . قربون دستهای مادرت .
ایشالا زودتر حالت خوب بشه گیلی جونم:* خدا مامان و داداشتو برات نگه داره:)
سلام عزیزم منم دو روز سرما خوردم دارم می میرم برام جالبه که تو این مریضی و بی حالی هم میای می نویسی بهت حسودیم شد
امیدوارم زودتر خوب بشین
انقدر تحت تاثیر کار مامانت قرار گرفتم که گریه ام گرفته.
از قول من هر وقت خوب شدی دو تا ماچ گنده اش بکن!!!
برادر هم همیشه پشت آدمه. من خیلی دلم می خواست یه برادر بزرگتر می داشتم. مواظب خودت و مومو باش گیلاسی
گیلاسی بد قول ! مگه نگفتی هرکی منو لینک کنه لینکش می کنم؟ من خودم به شخصه با این کار موافق نیستم ولی حتما تو موافق بودی که گفتی دیگه! پس پای حرفت وایستا گلم! اونوقت منم دعا می کنم زود زود خوب شی!
سلام
خدا بد نده؟
خوب ما مدتی است خاموش می خوانیمت
باحال می نویسی هرچند مومو باحاتر می نویسه
ما اوایل بلاگ نویسیمان محال می دانستیم خواننده خاموش شودیم ولی اکنون بعد یک سال خواننده خاموش هم شدیم هرچند الان چراغارو روشن کردیم
خوش باشی و سالم ضمنا لیمو ها رو به یاد ما ها هم بخور
ضمنا به بچت ادب یاد بده با دسمال دماغشو پاک کنه
سلام گیلاسی از نوشتنت خوشم اومد لینکت کردم!
این دو تا وبلاگ من رو نمیخونن … این دوتا همیشه من رو حس کردن ….
دقیقا منظورت چی بود ؟
منظورش این بوده که با اینکه مامان و داداشش وبلاگشو نمی خونن اما حسشو کاملا می فهمن..
چقد بازش کردم واقعاً ((: متوجه شدی دیگه الان؟ به هر حال بازم سوالی داشتی در خدمتیم!!
گیلاسی جون چن روز برو تو نقاهت…. وبلاگت ویروسی میشه ها… البته ویروس سرما خوردگی
خوشحالم که هواتو دارند خانومی…
ای بابا
ناراحت شدم بخاطر مریضیت
همین روزها می زنگم
chehtori to?
حالا بهتر درک می کنی این جمله ی پشت کامیونا رو که سلطان غم(قلب) مادر؟!!می گن آدم سگ بیابون بشه مادر نشه. خدا برات نگهش داره آبجی.
ایشالا مامانت شاد و سلامت باشند همیشه و خدا آرزوهاشون رو برآورده کنه. خصوصا آرزوهاشون در مورد تو رو.
من مادرم می دانم هر مادری همین کار را می کرد
امیدوارم مادرتان همیشه سالم و شما نیز همیشه شاد باشید
سلام
دفعه اوله که بهت سر زدم
ایشالا جمیع خانواده همیشه سلامت باشن
به من هم سر بزن
ولی من میگم آدم سگ بشه مادر نشه . آخی ایشالله زودتر خوب بشی .
سلام خانومی استراحت کن خوب شی!خدا مادر و برادرتو برات نگه داره!
سلام خانومی استراحت کن خوب شی!خدا مادرو داداشتو برات نگه داره!
مادر نیستی حس مادرتو بدونی عزیزم. وقتی نوشتی زد زیر گریه همون کاریه که من میکنم اگه بدونم بچم مریضه و من ازش دورم.
مامانتو اذیت نکن عزیز دلم .
بوسسسسسسسسسسسسسسسسس
)هستم!
همینطوری!
اوضاع خوبه؟
من ابن هفته تا چهارشنبه مصلای تهران
گیلاس خانومی جونم گاهی بذار آدمهای دیگه عشق و حمایتشونو بهت بدن…دیدی چه حالی داره؟
سلام گیلاسی جونم.
میدونی آخر هفته کتاب “شب عروسی من ” شهره وکیلی را خوندم(بعضیها میگن کتاب زرد،….) وولی به نظرم خیلی جذاب بود وقتی داشتم نوشته ات را میخوندم خیلی یاد اون کردم.
میدونی در مورد یه خانم دکتر جوان است که تازه طلاق گرفته ،درد استقلال اوف برخورد خانواده ، جامعه و خیلی چیزهای دیگه.
فکر کنم برای دوران نقاهتت خوب باشه با اینکه من متاهلم و ۲ تا بچه ولی خیلی باهاش همزاد پنداری کردم.
امیدوارم زودتر خوب بشی، مراقب خودت با و قدر مامانت را خیلی خیلی بدون مامانا جواهرهایی هستن که لنگه ندارن.
پس بگو ، منم مریض کردی ، تو وبلاگتم پر ویروس سرماخوردگیه :دی
من دوتا ADvil خوردم ترکوند
قرصش خیلی توپه
ا خوب لباس آستین بلند تن مومو کن بهش یاد بده با آستین خودش این کارو رو دست به نقد کنه!
یاد مامانم افتادم. من هم تنهام. من هم از وقتی که یادم می یاد گربه داشتم. اما آخرین گربه رو به خاطر همسایه ها رد کردم. چون اعتراض می کردن. اشتباه کردم. از خودم بدم اومد.