مون مون خانوم !!!
۱ آذر ۱۳۸۸
جای همه دوستان سبز … یه دهنی از من سرویس شد امروز که دیگه تا عمر دارم یادم نمیره … فک کنید در عرض یه دقیقه مومو گم شد . موموی که دم در نشسته بود و بیرون رو نیگا می کرد یه مرتبه نیست شد و شرح این سه ساعتی که من دنبالش میگشتم کمر شکنه فقط همینقدر که کف انباری دراز کشیده بودم و چهار دست و پا زیر وسائل رو میگشتم رفتم در خونه همسایه ها رو زدم و با صورتی خیس از اشک و هق هق میگقتم شما بچه گربه من رو ندیدید ؟ اخر یه طوری گریه میکردم همسایمون امد دم در و گفت حالت بد میشه اینطوری گریه کنن !!!
بعد بنده خدا رفته بود تو راهرو داد میزد مون مون خانوم کجای ؟
منم که اینور خودم رو خفه کرده بودم و همش رفتن مدیک جلو چشمم بود و کارهای مومو و زار میزدم یعنی هاااا … که یکی از دوستان بهم زنگ زد اتفاقی و منم با گریه حرف میزدم و اون بنده خدا هم هی میگفت من نمیفهمم چی میگی و فقط یه مومو میشنوم ! این دوستمون نیم ساعت تمام خاطره تعریف میکرد تا من بخندم و من می خندیدم و یه مرتبه باز میگفتم مومو و میزدم زیر گریه … از ساعت یک که مومو رفت تا ساعت ۴ که یه مرتبه از لای در خودش رو انداخت تو و پرید بغل من یه سره گریه کرده بودم و وقتی امد تو از خوشحالی جیغ زدم و گوشی رو قطع کردم و اصلا یادم نمیاد خدافظی کردم یا نکردم !!!
مومو به شدت کثیف شده بود و از چیزی ترسیده بود دست و پاش میلرزید … الان هم چسبیده به من و هی از اون نفس های میکشه که دل من براش ضعف میره !! همچین یه مرتبه نفسش رو میده بیرون که انگار خیلی ارامش داره !!
مامان امشب هم مهمون داره و من یا چشمای قد نخود و لب شتری و دماغ دلقکی دارم میرم خونشون . این مهمونها فرق میکنن و دایی اینهان و مث مهمون های دیشب خواستگار در نمیان و … دیشب یکی از فامیل ها بعد عهد بوقی من رو دید و هی زرت و زرت عکس انداخت ازم و سر سفره که تو کل کل با شوهرش یه مرتبه گفتم اقا شوهر خوب پیدا نمیشه ییهو امد تو حرفم که چرا عزیزم شوهر خوب هم هست و هی رفت وامد به من نیگا کرد و خندید و گفت ماشاالله چقده بزرگ شدی !!!!!
قرار بود امروز دو فصل مهم بخونم . فعلا که رعشه مغز و اعصاب گرفتم و تن و بدنم هنو میلرزه !!!!
باید هزار تا صلوات برا برگشت مومو بفرستم ((: خوب شد گوسفند نذر نکردم !!!


نه مثل اینکه این مومو از مدیک عاقل تره. آفرین بچه خوب. بدبخت معلوم نیست بیرون چی دیده که با اون قیافه پناه آورده دوباره!
اصلا شما چرا در خونتون بازه ؟! خب همین میشه دیگه!
—–
آدم چه حالی میشه وقتی از اون جور فامیلا داشته باشه… هووووق. ببخشید البته، منظورم اون فامیل شما نیس، کلا عرض کردم.
وای چرا گیلاسی؟مگه مو مو بیرون میره و میاد؟یا فرار کرده بود؟تو رو خدا بیشتر مواظبش باش.میفهمم چی میگی و چی کشیدی؟برای خودم هم پیش اومده.
صلوات ها رو تقسیم کن بر و بچز کمک کنن…
گیلاسی خانوم اون وبلاگی که به اسم سکوت غوغا گذاشتی این آدرسهhttp://leilanarenjim.blogfa.com/
ولی من zanitanhaa.blogfa.com هستم که اسمم سکوت غوغاست . تو رو خدا درستم کن .
بگو چرا اصلا نمی یام بالا و تو هم اصلا نمی خونیم ؟
گربه هم نشدیم!
الهههی عززیم. خدا رو شکر که خودش برگشت.
الهی من قربونش برم دقیقا درکت میکنم گربیه منم ۳ روز گم شده بود شبانه روز گریه میکردم
بابا آدم باید بیشتر مواظب دختر بچه باشه! نکنه بلایی سرش آوردن
خدا را شکر که پیدا شد.
خدارو شکر که این مومو خانوم ورپریده شیطون پیدا شد…
دلم سوخت بیچاره گیلاسی جون چی کشیدی
عزیز دلم گربه خونگی را باید مواظب باشی از در نزنه بیرون.خوشحالم که برگشته و احساست را کاملا درک می کنم.خود من در کودکی این تجربه بد را داشته ام.از این بگذریم.امروز خیلی ناراحتم .گربه ای که تازه مادر شده بود و ما هر روز بیرون خونه براش غذا میذاشتیم دیشب دیدم که یک راننده از خدا بی خبر زیرش کرده.طفلک بچه هاش تو این سرما.
خدا رو شکر که پیداش کردی
مواظبش باش گیلاس جون
چه لوس… (زبون درازی)
خدا رو شکر
حالا ایشون کجا تشریف برده بودن؟
سلام.
۱۰، ۱۵ تا از پستاتو خوندم.
خیلی با مزه ای.
سلامت باشیو شاد هر جا که هستی.
میخوام اگه بتونم از اول بخونم. البته انگار اولی وجود نداره ، اما از جایی که حساب میشه اولش ، شروع میکنم به خوندن.
این چه کاریه؟ شاید من نخوام ایمیلمو بدم و نخوام دروغکی هم بنویسم ؟؟؟؟
این یه بارو این کارو که دوست ندارم میکنم ، یعنی دروغگی ایمیل مینویسم و از این به بعد دیگه نظر ندم بهتره.
هر کس به یه چیزایی اعتقاد داره که شاید برای دیگران اصلا اهمیت نداشته باشه.
پس برات آرزوی سلامتی و آرامش میکنم.
الهی بمیرم
(((
واسه چی آخه یهو این گربه ها می رن؟؟؟؟؟
خوبه حالا راشو پیدا کرده. عزیزم چقدر ترسیده طفلکی!
akhey
kamelan ehsaseto dark mikonam
mifahmam eshghe gorbee ii yani chi
khudam daram choonke
kissssss vase to va mumu
الهی من بمیرم!!! من حاضرم تو نذر کمکت کنم نصفشو من میفرستم باشه..!
اخرش تو مرا هم دق میدی! میگی نه حالا ببین ! اگه دیدی چند روز ازم خبر نیست بدون و اگاه باش که از دست تو دق مرگ شدم.
دختر جان با خودت این کارا رو نکن! هی من بگم هی تو گوش نکن حالا!
بشین درست رو بخون اون مومو رو هم با چسب بچسبون به زمین یا از این آغوشی ها بخر همیشه تو بغلت بذارش!!
سلام گیلاسی جونم ! منم فردا کاسکو دار میشم یه جوجه یه ساله خریدم :d
آخ که دقیقا،دقیقا می فهمم چی می گی…
وقتی یک گمشده ای پیدا میشه بعد از اون همه اعصاب خوردی یک کرختی تو بدن ایجاد میشه که اصلا نمیشه جز با استراحت رفعش کرد…
گیلاس جان وقتی اینقدر وابسته مومو هستی بیشتر حواست باشه،این دفعه بر گشت… دفعه دیگه چی؟
مون مون جان به خانه خوش آمدی… (آیکون گلریزون)
آخی عزیزم میفهمم چه دردی کشیدی! خصوصا برای تو که دوباره داشت تکرار میشد.هنوزم یادم نرفته روزی که کیتی بچه گربه خوشگلم رفت و دیگه برنگشت. مثل دیوونه ها همه جا دنبالش میگشتم و اشک میریختم. هنوزم هر جا میرم امیدوارم ببینمش یا برگرده. خوش به حالت دخترت برگشت کاش پسر منم برمیگشت!!
گیلاسی جون پسر دایی هم همین بلا سرش اومده یه روز تمام دنبال گربه اش گشت لامصب رفته بود هرزه گی بعد از چند وقت بچه دار شد پسر داییم بابابزرگ شد هاهاهاها ۳ تا نوه داره الان
خیلی خوشحالم که مومو پیدا شد.
راستی گیلاسی چرا لینک منو دیلیت کردی از تو توصیه های گیلاسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نازی مو موووووووووووووووو
واقعن هیچ حسی بدتر از گم کردن حیوون خونگی نیست تجربه اش کردم ولی خیلی خیلی خوشحال شدم که برگشت مواظبش باش
یعنی ها تو بچه ت گم می شد انقدر نذر نمی کردی
)))
سلام گیلاس یخوبی؟
خدا خیلی دوست داشته که مو مو بهت برگردونده.
مواظبش باش دختر خوب
واقعا خوشحالم که موموت پیدا شد !
وگرنه این تلنگر روحی برات خیلی سخت تموم میشد !
راستی !
اگه توو صلوات گفتن کمک بخوای میتوونی روو من حساب کنی ((:
راستی !
کامنتدونیت دوباره خوب شده !!
بازم با خیال راحت میتونم اظهار فضل بکنم ((:
خدا رو شکر که پیدا شد
خواستگارم پیدا بشه اگه بده ببین اگه خوبن – اگه همه چه جوری میرن سر زندگی
شنیدی که کردان مرد ؟!!
توو دانشگاه آکسفورد ۱هفته عزای عمومی اعلام شد !!! :-j
من نمی دونم تو با این گربه هات که ماشالله دست برو دارند ( بر وزن دست بزن!!!!) چرا در خون هات را باز می گذاری و می شونیشون دم در بیرون را نگاه کنند؟؟؟؟ بابا نگذار بره بیرون!!!!!!!! مارو خون به دل کردی.
خوب گیلی جان جی پی اس رو واسه همین روزا گذاشتن دیگه! میتونی یه دونه آی فون یا از این موبایل جدیدا بگیری بندازی توی گردن مو مو جان خانم:* که یه وقت خدای نکرده گم نشه…
حالا خدارو شکر بچم پیداش شد
احتمالآً اگر گم شدنش بیشتر از این طول میکشید کار به پزشکی قانونی و بیمارستانها و کلانتری میکشید
)
خدا رو شکر که برگشت این دلبرک ناز
راستی به هیچ وجه بهش استخون نده موردایی رو شنیدم که به جراحی کشیده و یا… به خصوص استخون سوزنی که رون مرغ داره که دیگه وحشتناکه.
خاک عالم نکنه دامنش لکه دار شده باشه
باید جمع کنی از این شهر بری گییییییلاسی
گیلاس جان منم درد گم شدن بچه رو کشیدم و می دونم آیییییییی بد دردیه!
حالا که به سلامتی برگشته بیا یه کاری کن که دفعه بعد کمتر حرص بخوری. مثلاً فکر کنم تزریق میکروچیپ کار خوبی باشه،والا من می خواسنم واسه سنجاب این کار رو بکنم که خب دامپزشک گفت اون میکرو چیپ هر چقدرم که میکرو باشه باز واسه این حیوونی خیلی بزرگه و اصلاً عملی نیست، تو بپرس شاید بشه برای بچه گربه کار گذاشت. اینکه سیستم جی پی اسش چطوره و تو چه محدوده ای کار می کنه و اینا والا چون اصلاً کارمون به اونجا نکشید دیگه نپرسیدم و نمی دونم،اما فکر می کنم حداقل بشه حدود منطقه حیوون رو دریابی کرد، تازه این جور حیوانات خونگی معمولاً اگه گم بشن به یه خونه پناه می برن یا کسی می گیرتشون.شایدم بهتر باشه یه نشونه ای چیزی روش بذاری، مثلاً عادتش بدی به قلاده سبک و روی قلاده اسم مومو و شماره تلفن خودتو بنویسی تا یابنده ش به خاطر مژدگانی هم شده پسش بیاره. یه چیزی هم بگم امیدوارم عصبانی نشی،آخه دختر خوب گربه رو،اونم گربه کوچیک ماده رو که نباید بذاری از خونه بره بیرون،جدا از مسائل بهداشتی و ناموسیش مردم انقدر پستند که اگه نگیرنش ممکنه بهش آسیبی برسونن(من خودم گرگ نیستم ها! تا حالا چند دفعه به زور و بدبختی بچه هامو که گم شده بودن، با کلی گشتن و دادن مژدگانی های درشت، با سر و تن زخمی و زار و نزار از دست یابنده ها و دزدان غیر محترم نجات دادم)
این همه نفوس بد زدن کافیه دیگه! خیلی خوشحالم که پیداش کردی، می فهمم حالت رو!
دختر تو چرا مواظب بچه ات نیستی؟؟ دلم ریخت فک کردم گمش کردی.. بیشتر باید مواظبش باشی دهه
خدا رو شکر که برگشت.
اگه میخوای صدتا صلواتشو من میفرستم تا تو به درست برسی…
بفرستم؟
کی درستم می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو رو خدا زود باش.
ای بابا
چه استرسی کشیدی!
توهم مثل من بعدا می مونی گیر نذر و نیاز هایی که کردی؟
بلامرده!!حتما یه توله گربه پسر اشرافی دیده بود و دنبال یارو افتاده بوده!
به موبایلش زنگ می زدی ببینی کجا در رفته سرشبی!!
بیا برو براش یه جفت تمیز و شناسنامه دار بگیر گیلی!!پس فردا گرفتار عشقای کوچه ای می شه هاااااااا!:))))))
من فکر میکنم بزودی مادر بزرگ میشی اخه فقط گربه ها واسه همین غیبشون میزنه وای طفلی مومو ممکنه عاشق شده باشه
میگم یه زنگوله ای؛ جی پی اسی,چیزی به مومو جان وصل کن دفعه آینده که کوچه گردی زد به سرش اینطوری سکته نده تو رو!
((: !
گیلااااااااااااس آدم بچه رو ول نمیکنه تو کوچه!
نکنه بنده خدا با ماشین گشت ارشاد برخورد کرده! کهریزک نبرده باشنش؟! مواظبش باش بهرحال.
خدا رو شکر پیدا شد.
میووووووووووووووووو
‘گیلی یه سر ببرش ماما ببین بلا ملا سرش نیورده باشن:)
الهی چه حس بدی داشتین
واقعا ناراحت شدم .می دونم چه حسی بوده .
اما خدایی این همسایه تون چه آدم باحالی بوده
(( مون مون خانوم کجای ؟))
همه ی کامنتها عین هم……پس سکوت می کنم
گیلی من ۵۰۰ تا از هزار نذر تو رو ادا کردم.
مواظب خودت باش عزیزم
۱۴ تا از صلواتاشو من فرستادم.
این دخملتو نذار بره بیرون اگه فردا پس فردا یکیشون شد ۶-۷ تا میخوای چکارکنی؟
وای بعد چند روز اومدم دیدم اجازه دادی کامنت بذاریم . مرسی .
خوشحالم که بچه ات پیدا شد .اگه اینبار این یکی هم گم شدهب ود بهت می گفتم خواهر جون بچه داری به تو نیومده . ول کن و کوتاه بیا
چقد خوشحال شدم گفتی برگشته مومو… :*
Nakone MOmo hamele shode?
خوب شد گوسفند نذر نکردی رو خوب گفتی …
آخی الهی!
حالا کجا رفته بود؟؟؟
صلواتو فرستادی حالا؟:دی
نوه دار شدنت رو تبریک میگم
عزیزم اینجوری نمی تونی جلوشو بگیری , چون دیر یا زود می ره,تازه تو که نمی خوای دخترتو ترشی بندازی توی خونه ! راهش اینه که واسش بری خواستگاری! باید یه گربه نر هم بخری
مواظب مومو باش که دیگه گم نشه دیگه… هم خودت حرص میخوری… هم ما رو حرص میدی!
نباید بهش انقدر وابسته بشی، ضرر داره!
سلام یه سری به ما هم بزن خانومی
http://pesarhaji.wordpress.com
خدایی فکر کن وسفند نذر کرده بودی.فکر کنم باید درو می بستی پیدا نشه
گربه همینه خانمی می ره میاد.
خدایی همه نظرها یک طرف نظری که درسا خانم نوشته یک طرف خیلی بامزه بود
گربه این دور رو نباید بذاری به هیچ وجه من الوجود آوت دور بشه !! اگرنه دور تو دور میشی مادر!!!
بهتر شد ولی نه مثل قبل.
حالا خدا رو شکر این مون مون خانوم پیدا شد!
امان از دست این گربه های ملوس!
یاد روزهایی افتادم که ۳ روز گربه ام مینا را ندیدم و روز چهارم وقتی صبح ساعت ۷ می خواستم برم مدرسه دیدم کشان کشان در حالی که انگار با ماشینی تصادف کرده وارد خانه شد و در کنار بچه های ۱ ماه اش (عباس – اسماعیل و میترا)جان داد افتادم.
وای خدا روشکر که برگشت…
میتونم حس کنم با توجه به تجربه گم شدن اون یکی چقدر اذیت شدی…
راستی چه خوب شد که کامنت دونی رو نبستی!
سلام خوب شد پیداش کردی .
سلام من دیر به این پست رسیدم ولی خواستم بگم دقیقا در همون روز و ساعت دو تا گربه ورپریده اومده بودن تو حیاط خلوت ما و داشتن باهم پلی میکردن. دیگه خودت می دونی چه سرو صدایی بود جوریکه دختر کوچولوی من هی میگفت مامان نی نی ؟؟ خدا رو شکر اونروز مثلا مهمون یا کارگرد مرد مون نیومده بود. من نمی خوام تهمت بزنم ولی خوب مواظبش نیستی فردا نوه نتیجه هات که اومدن خوددانی. البته از خونه شما تا ما یکی دو ساعتی راهه ولی ما که چمی دونیم حتما دربستی بی ار تی چیزی گرفتن!!!
همین مونده دو سه تا سکته ناقص بزنی واسه این مومو ( پدر صلواتی ) …… بابا یه زنگوله کوچولو بنداز گردنش حداقل با صدای زنگوله بتونی پیداش کنی
جدا گریه کردین؟
پس چرا من گربه ها رو دوست ندارم!