تعطیلم فعلا
۳۰ آبان ۱۳۸۸
امروز کلا خوش اخلاقم !!!! تا ساعت ۱ ظهر خوابیدم و از وقتی بیدار شدم خیلی خوابم میاد ! روی اصل حالا که تو سرناسازگاری داری ما هم همینطور هر کاری هم میخوام بکنم به دیوار می خورم . خودم میدونم چمه و چرا بد اخلاقم ولی چه کنم که راه درمانش دست من نیست یعنی غرورم اجازه نمیده ! بعد زمینه برای خالی کردن ناراحتی و این حرفها هم فراهم نیس . برا همین مجبورم مثل مرغ دور خودم بگردم سر در و دیوار و مومو و فخر الزمان داد بزنم و به هر چیزی که دم پام میاد لگد بزنم . بدبختی اینجاس عامل این ناراحتی اصلا عین خیالش هم نیس و اگر هم به فرض بگم که چرا ناراحتم براش خیلی مهم نیس و میگه معنا نداره !!! همه این ها رو هم یه مهمونی خونه مامان اینها تشدید کرده ! چون حداقلش ۱۲۰ سال نوری با مهمان ها تفاوت تفکری دارم . دیروز مامان گفت تو کلاس ورزش حرکات سنگین انجام داده و کمردرد داره و منم همونطوری که مشاهده میکنید تا این ساعت نرفتم کمکش و تا هفت هم نمیخوام برم و چون مرغ من یه پا داره و الان رو مود بد خلقی هستم همینه که هست اصلا ! نرم هم بهتره ! اصولا سوابق نشون داده در اینجور مواقع با مامان دعوام شده و چون مامان حریف من نمیشه بهتره با کمردرد کارهاش رو بکنه تا با اعصاب داغون و فکر به اینکه این چه بچه ای من بزرگ کردم !!!
خوب من چه گناهی کردم دلم میخواد بهم توجه بشه و دوست ندارم تنهایی رو و گناه من چیه که …….. هیچی اصلا … |:


خییییلیییی عزیزی گیلاسی!
امیدوارم خوش بگذره بهت مهمونی عیزم و حال و هوات باز بشه.
اتفاقن وقتی برش میداشتم همش فکر موموی تو بودم گیلی. الانم هر وقت نگاش میکنم فکر میکنم گیلاسی هستم ((:
میگم لازم شد یه بار همو ببینیم دخترامون با هم آشنا بشن D:
نظر گذاشتم پرید….
حال ندارم دوباره تایپ کنم… [عصبانی]
آخی گیلاسی جون: توجه توجه توجه… منم عاشقشم. همینطور تنها نبودنو. اما روز ما ها هم میرسه بالاخره (;
پس امروز از رو دنده ی چپ بلند شدی
!
آخ آخ آخ آخ. نکشیدی نمیدونی چیه. هرچی زودتر برو کمکش کن که اگه خدای نکرده اوت کنه، بدبخت میشی، چون اونوقت باس بری اونجا و تموم کارهای خونه رو خودت تنها انجام بدی. میفهمی یعنی چی؟ پس زودتر برو و کمکش کن.
امیدوارم هرچه زودتر اخلاقت که قهر کرده برگرده و خوش اخلاق بشی ولی بداخلاقت هم جذابه ها:)
به کمک شما نیاز داریم.اگه تونستید پست منو بخونید و شما هم همراهی کنید
ببینم تو این همه بیکاری هیچوقت سری به وبلاگ من میزنی؟
من الان دوساله وضعم اینه، اونقدر ها هم بد نیست.از سال دوم به بعد دیگه عادت میکنی.
همین اخلاقاته خب که دوست داشتنیت می کنه…..
دختر جان برو به مادرت کمک کن.پس فردا توام کمر درد می گیری این مومو نمیاد کمکت!حالا ببین
شلام
وبلاگ عالیه
راه حل مشکل شما نشستن در یک طشت پر از آب سرده
سلام گیلاسی خوبی؟
می دونم چه حسی داری.
حس اینکه یکی بهت توجه کنه. حس اینکه در آغوش یکی باشی. حس نامرزد بازی و س ک س.
خوب میتونی یکیو پیدا کنی این حسارو باحاش تجربه کنی.
یکی که بهت حس داشته باشه و توم بهش حس داشته باشی.
البته در این مواقع حق با شما خانمهاست دیگه!
راستی میدونی شباهت خانمها با تقویم چیه؟؟؟ :*
سلام.نوشته ههاتون خیلی قشنگه.به دل میشینه.زاد بت سر میزنم ولی گمونم اولین باریه که کامنت میدم.
قلمت سبز…
چه جالب اولین بار که بت کامنت دادم اول هم شدم…
نمی دونم ! احتمالا این یه سندروم عمومی یه .
بعد از اتفاقات احساس می کنم دلیلی برای شاد زندگی کردن وجود نداره !
به هر حال این همه اتفاقات اگه برای تارزان اینا هم می افتاد ترومپت می زدند !
این روزها همه تعطیل اند !!
تراست می !
قسمت ما از این زندگی شده تنهایی که اونم مگه میزارن راحت سرش کنیم. بابا به کی بگیم اگه بهمون توجه نمکینین، اگه برامون همدم خوبی نمیشین ، اگه طرز فکرمون رو نمیپسندین و اگه هر کوفت و زهرماری با ما لجین، لااقل بزارین با تنهاییمون راحت باشیم.
گیلاسی ما باید اینو به کدام مرجع ذیصلاح ارجاع بدیم؟ مجمع تشخیص مصلحت؟ یا دادگاه خانواده و یا کهریزک؟
عزیزم میفهم دردتو اما متاسفانه همدردی من و امثال من خلا موجودو پر نمیکنه. کاش خیلی زود برات سحر بشه با طلوع کامل یه خورشید واقعی
شاد باشی
این نظرم هیچ ربطی به پست امروزت نداره.
کلا پستاتو می خونم. الان بی خوابی زده به سرم و از اون بالا دوباره شروع کردم به خودن وبلاگت. تا کجا برم خدا عالمه!!!!
سلام گیلی جان
خوبی؟
اگه بگم فراموش کردم چی می خواستم برات بنویسم باور می کنی ؟
نمیدونی چه وضعی دارم آخه . یکی از چشمای بوبو مشکل داشت جراحی کردیم ۶ تا بخیه پایین چشمش زدن و تو این گیر و دار عقیمشم کردیم ۲ تا بخیه هم اونجا خورده …
الانم یکی از دوستام خونمونه . خوابیده و بدجوری خروپف میکنه و رفته رو مغزم و اصلا هرچی فکر می کنم چی می خواستم بگم ذهنم یاری نمیکنه . برام دعا کن تا صبح کارم به تیمارستان نکشه …
یه مشکلی پیش اومده…. حالا تغییر هاست دادی ok … هرجور راحتی!
ولی چرا دیگه فیل تر شدی؟!!! فقط با فیل ترشکن باز می شه سایتت!!!!
هی دیروز اومدم بگم ، گفتم شاید مشکل از منه، ولی …
با همه این حرفا خدا تورو واسمون نگه داره گیلاس! جدی میگم نباشی اصلا یه تیکه از بلاگستون کمه جزیی از زندگیمون شدی
:*
مادر بنده کلی اصرار می کنه که وقتی دوستاش بیان بیام بشینم پیششون!
وقتی می رن می گه چیه می آی می شینی پیش ما؟!؟!!؟!؟؟ مگه کار و زندگی نداری!!!
اون وقته که من سرمو آهسته و پیوسته به دیوار می کوبم و با خونسردی گیسام رو می کنم!!!!! D:
چه باحال شده این کامنت دونی!!
گناه شما دقیقا شبیه گناه منه . شما علتش رو کشف کردی به منم خبر بده
ای جان این آخرشو چه لوس و ناز نوشتی. همنشینی با مومو ست دیگه
غذاهای حساسیت زا مثل گوجه ویا تخم مرغ و….تناول نفرمایید.
آب مرکبات میل بفرمایید.
از هوای آزاد استفاده نمایید ونفس عمیق بکشید.
سعی کنید در محیط های تنش زا کمتر وارد شوید !!!؟؟؟!!!
خونسرد باشید وبرای این حالت ممارست کنید.
ماست شیرین وسیب زمنی پخته فراموش نشود.
صبح را با یک استکان گل گاوزبان شروع کنید.
می دونی گیلی جون هیچ کس تنهایی رو دوست نداره … یعنی این مدل تنهایی رو کسی دوست نداره اماخوبیش اینه که آدم می تونه به در و دیوار داد بزنه و لگد به وسایل بزنه یه ذره آروم شه… بهتربن کار به نظر من اینجور موقع ها گریه کردن با صدای بلنده… بعد از ۱۰ دقیقه آدم آروم می شه… غصه مامانت رو هم نخور من هم با مامانم اینجوریم یعنی وقتایی که حوصله ندارم مهمونیهایی راه می ندازه که آدم همینجوری هم نمی تونه تحمل کنه اونوقت به زور می گه بیا کمکم و اگه نرم یابرم در هر دو صورت آخرش به ابن نتیجه می رسه که این چه بچه ایه من بزرگ کردم؟
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
حکایت تو این نیست
حکایت تو اینه غوره ها را حلوا کنید که جای صبری نمانده
بیچاره تو
بیچاره مامان
بــــــــــــــه سلام بر گیلاسی خوش اخلاق !
بانو ، میخواستم بهت بگم که با تغییر هاست الان دوستای خارج از کشور من تو استرالیا نمیتونن وبلاگتو ببینن ، ببین میشه کاریش کرد؟
راستی من خیلی میدوستمت …
الهی بمیرم . .
با تو نبودم که
با نظر گزارنده نمره ۱۹ بودم طفلک .
پیشششش میاد دیگه
بعضی اوقات این جور حال و هوا واسه ما جنس مونث ها طبیعیه.مامانت هم می فهمه.غصه نخور:)
راستی چه خوب که اسم فخرالزمان رو آوردی داشتم فکر می کردم که گذاشتیش سر راه:)
آره واقعن،اصلاً گناه توچیه که یه گیلاسی؟
قبلا نوشته هات بهتر بود حس میکنم
این قد به مشکلات فک نکن!!!!!!!!!!!!!!!!!۱
مطمئنم موقع نوشتن این پست لوساتم(لبات) آویزون کرده بودی
سلام خسته نباشی آدرس سایت دانلود کتاب رو دوباره بذار گشتم نبود!!!!
منم امروز خیلی داغونم گیلاسی جون
تا ۱ خوابیدی خب کی میخوایی درس بخونی اونوقت شما مثلا برنامه ریزی کرده بودین ها!!!(ایکون شازده دیگه زبونش مو در اورد)
ای بابا گیلاس با این روحیه ای که من از تو میبینم هزار سال نوری هم حریفی !! پس بی خیال رفیق !!
این ویرایش صفحه بدرد نمیخوره قبلی خیلی بهتر بود.احساس میکنم گم شدم!!!!
میگم ها یه زنگوله ای ,جی پی اس ؛چیزی به این مومو وصل کن باز دلش هوای کوچه گردی کرد اینجوری سکته نده بهت!
ye chandta jak joonevere dige vase khodet dasto pa kon