اثار ماندگار داروی گیاهی و شیمیایی
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
دیروز تا ساعت ۸ شب بیرون بودم و وقتی رسیدم خونه خیلی خسته بودم . منتظر تلفنی بودم و بعد از تماس به شدت عصبی شده بودم .سردرد خیلی بدی امد سراغم و قلبم به شدت می تپید . اولین کاری که کردم این بود که یه کدئین خوردم ( با خودم شوخیم گرفته بود ) و رفتم که بخوابم . چراغ رو خاموش کردم و دراز کشیدم رو تخت اما یه چیزی ازارم میداد . تپش قلبم هم اذیتم میکرد . بلند شد و به ناچار قرص هام رو زودتر از موعد خوردم و باز خوابیدم . البته تو این بین هم یه ساعتی با مامان و ناپدری سر اینکه چرا شام نمی خوام بخورم و ناهار هم نخوردم بحث داشتم که اخر سه هیچ به نفع من تموم شد . دراز کشیده بودم و منتظر بودم که قرص ها اثر کنه . به خودم هم تلقین میکردم که مامان امد توی اتاق و برام یه لیوان بزرگ از چای های گیاهی که تو پست های قبل توضیحشون رو دادم اورد . بلند شدم نشستم و گفتم توش استخودوس (؟) خیلی ریختی ؟ تلخش میکنه . گفت نه کم ریختم نبات هم زیاد انداختم . خلاصه پشت سر قرص های شیمیایی ، چای گیاهی خوردم و گلاب به روتون گلاب به روتون روم به دیوار ،ادکلن کنزو سفید به صورتتون ، بلو لیدی به هر جاتون که اثر قرص های شیمیایی شاشید به اثر داروی گیاهی و داروی گیاهی هم متقابلن شاشید به این یکی و من این وسط داشتم با عزرائیل تخته بازی میکردم ! اخر سر از شدت حال بد یه دعای عهد تو گوشیم دارم که یه شب جمعه که حالم بد بود و گریه میکردم از تلوزیون اتاق داداشی به گوشم رسید . نصفه شب بود و همه جا سکوت و طبق معمول برادر محترم خوابش برده بود و تلوزیونش روشن مونده بود و من با گوش دادن به اون دعا اروم شدم . البته اون دعا همین دعای که من دارم نیست ولی مث همونه (: خلاصه اون دعای عهد رو با همون لحن سوزناکش گذاشتم و ای گریه کردم ای گریه کردم . بعد از یه ساعت بالاخره اروم شدم و کم کم همه استرس و تپش و اینها از دلم رفت بیرون . تازه اون موقع بازگلاب به روتون گلاب به روتون ، روم به دیوار و … تازه در اثر همون تاثیرات داروها دچار مصمومیت شدم و حالا یه ساعت هی بالا بیار هی بالا بیار ! البته دل و روده ام می امد بالا و من با انگشت برشون میگردوندم پایین وگرنه که چیزی تو معده ام نبود که من بالا بیارم !!!!
خلاصه که اخر سر ساعت چهار صب برا خودم یه فاتحه خوندم و اشهدم رو گفتم و خوابیدم ولی غلط نکنم زنده موندم ….. اصلا هم خنده نداشت که من داشتم می مردم !!!
پ.ن :خوبه ، هر چند که دلم دانشگاه دولتی میخواد ولی یه جای امیدواری هست . یه چیزای دلم رو گرم کرده فعلا (: از همه دوستان بی نهایت سپاسگزارم و اینکه من برای فوق لیسانس روانشناسی بالینی شرکت کردم (:
پ.ن: دکتر جیم گفته بود اگه سیتالوپرام رو بکنم روزی یه دونه دیگه گریه نمیکنم
پ.ن: اون چای گیاهی عوارض …..نش بیشتر بود چون به صورتم هم کشیده شده و یه دونه جوش بسیار زیبا روی چونه ام زده بیرون
پ.ن : از بابت به کار بردن کلمات مستهجن معذرت میخوام اعصابم واقعا داغونه ! هی من بگم هی شما بخندید جدی نگیرید (:
لپتاپ رو سپردم به دایی ام که خودش و زندایی ام اینجا رو میخونن . حالا هر وقت لپتاپم برگرده من هم خیلی خوچحال میشم ولی این اقای کافی نتی خیلی ناراحت میشه


کاری به عوارض داروی گیاهی و شیمیایی نداشته با معده خالی همه اونا رو خوردن اون بلا رو به سرت اورده…
غذاهای خوش قیافه بخور ازشون هم عکس بگیر که ما هم ببینیم…
…
دختر خوب آدم شکم خالی قرص می خوره؟ بیام بزنم تو سرت ؟ آره؟ نه نه نمی زنم گیه نکن الهی بیا تو بغل خاله
یه سبد گل تقدیم تو
چه خاطراتی داشتیم با سیتالوپرام
هـــــــــــی
چه روزایی بود
گیلاسی دانشگاه پیام نور هم هست مدرکش هم معتبره
عالیجناب راشل
راشل فرزند دوم خانواده متمول و ثروتمند نهورانیان بود که در سال ۲۰۱۶ میلادی در اروپا به دنیا آمد. آن زمان آریل، فرزند بزرگ خانواده در سنین نوجوانی خود بود و به لحاظ علاقه ای که پدر و مادر خانواده به او داشتند، در ناز و نعمت زندگی می کرد. شاید دلیل عیاشی و لاابالی گری آریل همین توجهات بی ملاحظه خانواده بود که باعث شده بود، هر آنچه را که اراده کند، در کمترین زمان ممکنه برایش فراهم گردد. تولد راشل نه تنها از توجهات خانواده به آریل کم نکرد که برعکس، به خاطر اینکه این پسر هفده هجده ساله لوس و نُنُر، کوچکترین احساس سرخوردگی و حسادت نکند، بیشتر هم شد! سال های کودکی راشل در اروپا گذشت و از همان کودکی علاقه عجیبی به وسایل الکترونیک و کامپیوتر داشت. در دوران ابتدایی تحصیلات، نابغه ریاضی و کامپیوتر شد و در دوران نوجوانی خود در زمینه کامپیوتر و الکترونیک یکی از نوابغ عصر خود بود.
خوشم میاد کلا به موضوع واقف هم بودی و گند زدی به جفت اثرات دارویی!!:دی
سردرد و حالت تهوع و گلاب به روت استفراغ دیگه برامون جک حساب می شه گیلی!:دی… یعنی به شخصه زیاد تجربه ش کردم، امیدوارم دیگه این مدلی نشی عزیزم!:*
حیفه دل این کافی نتی رو بشگونی هااااااااااااا
منم جای آقای کافی نت دار بودم ناراحت میشدم!!! یه خانومه خوشگل و لوند رو خدا از آسمون انداخته زارپی تو بغلم، اگه بگیرتش خب ناراحت میشم دیگه… D:
امیدوارم هر چه زودتر خوب شی و از دسته این قرص ها راحت بشی
سلام گیلاس جون مگه ایمیلت gilaas27@gmail.com نیست؟
من برات ایمیل فرستادم تعجب میکنم که میگی نرسیده
چه جوری میتونم به دستت برسونم؟؟؟
salam giliasi jan,
agar javabe in soalamo bedi be tasmimgiri man dar zendegi kheili komak kardi, agar mikhai email bezan, publish nakon. vali lotfan behem begoo aya dalilet baraye talagh faghat ine ke dokhtari ya moshkelate dige ham ba shoharet dari. yani choon natavani jensi dare mikhai joda beshi? shoma doctor raftin ke darmanesh konin? yani mikham bedoonam in moshkel jensi dar zendegi baghie cheghadr tasir dare? shayad man gheire adiam! mishe baram kami bishtar az zendegit tozih bedi? man kheili ehtiaj be tajrobe digaran dar zamine in moshkelate jensi daram.
عزیزم خیانت هم عامل دومش بود
سلام
نیچه گفته که هرچیزی من رو نکشه ، قویترم میکنه . نمیدونم تهوع هم جزو لیست ایشون بوده یا نه . ولی احتمالا نبوده .
مهم اینه که زنده موندید
شاد باشید و ماندگار
ادکلن کنزو کلمه ی مستهجنه اونوقت ؟!
قبل از همه ی این داروها…داروی شنیدن صدای خدا رو امتحان کن…بدجور جواب می ده….
راستی گیلاسی ۱۰ آیه آخر سوره حشر رو همیشه بخون..معجزه کنندس…من خودم تا حالا nمیلیون بار ازش حاجت گرفتم!تو مفاتیح و خیلی جاهای دیگه از تاثیراتش نوشته شده ،نام های اعظم خدا توشه واسه همین خدا بدجور آنتن می ده!…واسه هرچی که نذز کنی و چند شب(مثلا ۱۰ تا ۳۰)بخونی به خواسته ات می رسی….واسه الان تو هم فکر نمی کنم هیچی مهمتر از سلامتیت باشه…
به خدا توکل کن…
ایشالا زود خوب می شی…….
(راستی ما همچنان زنبیلمان در صف انتظار لینک شدن جا مانده ها!)
با معده ی خالی که این همه دارو نمی خورن .فک کنم خیلی هم لاغر شده باشی .
الان چند کیلویی ؟
۵۳ کیلو
سلامنلیکم
حالدن خب شد؟
مثی اینکه قرصا کارید نکردن
خب
اشکال نداره ننجون
مواظبی خودد باش
لپ تاپتم ایشالا درس نشد
آخه تو کافی نت انگاری خب تر می نیویسی
(اصفهانی خالص نوشتما)
ای مادر جان. من می گم نود درصد این مشکلات مال دلتنگی برای لپتاپت هست. ایشالله زودتر بیاد هم تو خوچحال شی هم لپ تاپت.
ای کاش تو مال من بودی
khoa kone halet behtar shode bashe
خیال نکنی حواسم بهت نیستا؟ چه اونوقت که یه مدت نبودی چه حالا که اومدی، مدام می خونمت. حواسم بهته. و بهت فکر می کنم.
می خوام بدونی که همه این شرایطی که رو تو داری تجربه می کنی هر کس دیگه ایی هم جای تو بود حال و روز بهتر از تو نداشت. با تمام این سختیایی که اینهمه سال( تقریبا همه عمرت) کشیدی می بینی که عجب دختر قویی هستی. اگه زیر دماغ فیل می گرفتیشون آتیش می گرفت. اما تو انسان موندی. من مدام به اون ترامایی فکر می کنم که تو دچارش شدی وقتی که عمه ات چهره پدرت رو برای آخرین بار به تو نشون داد. و اینکه به مرور زمان اون تراما درمان که نشد هیچ، تو دوران بلوغ و بعدش کهنه شد. تو زن قویی هستی و من به شناختن تو افتخار می کنم.
دل قوی دار…
سحر نزدیک است…
سلام خانمی.خوبی؟ببین حتما میخوای همون بالینی رو بخونی؟من خودم کودک دانشگاه علامه خوندم الانم تصمیم دارم واسه ارشد مشاوره بخونم.میگن قبولیش راحت تره.اگه خواستی دوباره واسه ارشد بخونی به نظرم رشته تو آسون تر کن.راستی گیلی جون فکر کنم که انستیتو هم خوب باشه امتحان بدی.فکر کنم همین موقع ها بود ثبت نامش.یه پرس وجویی بکن.
هر کمکی از دستم بربیاد برات می کنم.موفق باشی.
رفتم واست گشتم.فکر کنم تاریخ ثبت نامش گذشته ولی دقیق مطمئن نیستم.اینم فهرست منابعش
http://www.sanjeshbartar.com/view/29.aspx
ممنونم خانومی
سلام
امیدوارم حالت بهتر بشه
من یه مدتی هر روز وبلاگتو می خوندم تاعید، الان که دوباره دارم می خونم گیج شدم،چرا خونه خودت نیستی؟ چرا همش خونه مامانت اینایی؟ پس شوهرت کجاست؟
پستای قبلی رو خوندم چیزی دستگیرم نشد.
اتفاق بدی افتاده؟
البته پای فضولی نذار یه جورایی نگران شدم، فکرای بد اومده تو ذهنم.
به هر حال مواظب خودت باش.
ساناز
مگه داروهای گیاهی هم ممکنه اثر اینطوری داشته باشه؟
اخ اگه تو تونستی به این پدر مادرها حالی کنی بابا هر وقت گشته باشم خودم میخورم
همش میگن دیشب شام نخوردی
امروز نخوردی؟
فردا میمیری
ای خدااااا از دست اینا
معمولا گفته میشه که بخاطر طبع سردی، سیستم عصبی آدم حساس میشه
بنابراین عمدتا داروهایی که میدن طبع گرم داره
به همین خاطر هم جوش زدی
از ژل اریترومایسین بزن روی هر جوش یا هر جایی که میخواد بزنه. یه شب تا صبح بمونه. عالیه
چون متناوب قرص میخوری احتمالا این جوش ها هم باهات خواهند بود.
Take care Honey
درود نصرا…خان بر گیلاس خاتون. مصائب وارده را به قاعده نیکو روایت نموده بودید.
ای جوووونم با این کلمات مستهجن با نمکت!
دایی و زندایی رو عشق است! حالا فهمیدم منظورت از اینکه هی چپ و راست قربون دایی میری و میگی دایی اینکارو کرد ، دایی اونکارو کرد ، واسه چی بود!
معجزه کرده این داروی گیاهیه…
ای بابا حالا باید واسه آقای کافی نتی هم غصه بخوریم D:
سلام .منم ارشد رو ریدم …. آزاد رو هم که کلا زدم قهوه ای کردم…… در کل میگم زیاد خودتو واسه ادامه تحصیل حرص نده !
گیلاسی جونم سلام سلام
خوبی خانوم؟
من یه هزار سالی هست که نوشته هات رو می خونم اما این اولین باریه که دارم کامنت می ذارم (آیکون یک پست فطرت سر افکنده). عزیزم من دو سه هفته ای هستش که وبلاگدار شدم و از این رو دیگه دارم این بحث رو جدی می گیرم و دارم سعی می کنم که برای دوستانی که می خونمشون اگر یه خط هم شده کامنت بذارم.
راستش رو بخوای از توی نوشته هات به راحتی روند سریع و محسوس بهبود شرایط روحیت برای من قابل درک هستش و این موضوع من رو خیلی خوشحال می کنه.
راستی خانوم دکتر آینده، رتبه کنکور کارشناسی ارشد اومد؟ اگر اومده راضی بودی یا نه عزیزم؟ امیدوارم خداوند کمک کنه و همون رشته، شهر و دانشگاهی که دوست داری قبول بشی البته به شرط اینکه سرت شلوغ نشه تند تند آپ نکنی ها !!! ؛)
اگر بهم سر بزنی باعث افتخار و خوشحالیمه.
آسمونی و شاد باشی.
آسمان از رادیو آسمون
اوصولا” مادرها خیلی خوب بلدن گند بزنن به آرامش !!!
)
گیلاسی کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا نگرانتم. چی شده آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجایی گیلاس؟
غرض از مزاحمت چندتا ایمیل برات زدم حاوی آنتی فیلتر که برگشت می خوره نمی دونم گرفتی یا نه
.اگر ادرس دیگه ای داری اونو بده.
مراقب خودت باش فقط و بدون که ارزش تو چقدره.هر زمان نیاز به دو تا گوش داشتی واسه درددل من هستم اگر حال میکنی راه بری من پام (میای بریم مجموعه انقلاب)نمایشگاه کتاب پام واسه خرید پام واسه هر کاری که تو بخواهی و کمک کنه از این حال در ایی پام
یه چیزه دیگه نمی دونم چقدر راجع به ریکی یا انرژی کییهانی می دونی و این که خاصیت درمانی داره.میخواستم اگر اجازه بدی از راه دور برات بفرستم .مراقب خودت باش دخمل ناز
گیلاسی دعا میکنم قبول بشی و چند سال دیگه یه خانوم دکتر بشی و ما رو هم درمون کنی… سعی کن بیشتر از اون دعاها گوش کنی…مخصوصا نصف شب آرامش عجیبی به آدم میده.
کار خطرناکی کردید با معده خالی کدئین خوردید. پسر یکی از همسایههای ما شکم خالی استامینوفن خورده بود و بعد که گوش شیطان کر زنده ماند الان با عصا راه میرود و این اصلاً شوخی هم نیست!
لطفاً دیگر تکرار نشود!