کلاف سردرگم

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

امروز متوجه چیز عجیبی شدم . توی نت سرچ میکردم که متوجه شدم مثل اینکه زمان ثبت نام ازمون کارشناسی ارشد وزارت بهداشت گذشته . مثل اینکه تو همون موقعی که من تو اوج بیماری بودم ثبت نام تموم شده . از اون طرف هم باز به خاطر همین مسئله و اینکه اون زمان فکر نمیکردم قدرت مالی اش روداشته باشم ازاد شرکت نکردم . بعد از کنکوری که تو بهمن ماه سال قبل دادم تمام امیدم به کنکور وزارت بهداشت بود . امروز هم این مسئله و هم یک مسئله دیگه انقدر من رو بهم ریخت که بلند شدم از تو کافی نت امدم بیرون و انقدر پیاده رفتم که دیدم روبروی بیمارستان آتیه ایستادم و دارم به ماهی های قرمز توی حوضچه هاش نگاه میکنم . یواش یواش سعی کردم ارامش رو به خودم بر گردونم . حرکت ماهی ها رو دنبال میکردم و انقدر ایستادم تا اروم شدم . بعد  برگشتم بالا و فکر کردم . دیگه اصلا امیدی به کنکوری که دادم ندارم . اصلا یادم نمیاد چیکار کردم و حالا فکر میکنم اصلا زبان رو هم شاید خیلی بد زدم . ( البته ممکنه این شرایط به خاطر تفکرات منفی خودم باشه ولی هست فعلا) . بعد نا خود اگاه خنده ام گرفت . تا به حال برای خونه اقدامی نکردم چون حتی اگر یک درصد  هم احتمال قبولی بدم ریسک فقط تهران زدن رو به جون نمی پذیرم و تا بعد از جواب کنکور حداقل خونه ای نمی تونم بگیرم . از اونطرف هم مسئله کاره که تا به حال دو تا موقعیت کاری رو رد کردم بابت کنکور فوق . مسئله طلاقم هم که افتاد به دادگاه . ( ما نه تو زندگی تفاهم داشتیم نه تو طلاق )

می بینید چه شرایط بدیه ؟  همه چی بستگی داره به چیز دیگه …

گاهی می بینی گره ای توی زندگیت خورده که با کشیدن یک نخ همه گره ها باز میشه و گاهی همون نخی که کشیدی باعث کور شدن گره های دیگه میشه .

چند روزی به تمام موقعیت های تحصیل در خارج از کشوری که برام گفتید فکر کردم و با مشورت کردن با دایی بزرگه به این نتیجه رسیدیم که حداقل فوق رو فعلا تو ایران باشم چون شرایطم  روحی ام اصلا مناسب نیست که به چیز دیگه ای فکر کنم . فقط الان می خوام بدونم این شرایط ارشد خوندن تو یه دانشگاه معتبر اونم پولی و تو ایران امکانش هست ؟ اگر هست کی و کجا؟ یکی از دوستان یه اشاره ای کرده بود . نمی خوام این یکی رو هم از دست بدم . فکر یک سال تو این وضعیت بودن هم برام خیلی ازار دهنده اس…

من فکرم باز نیست و نمی تونه درست بررسی کنه اگر شما چیزی به ذهنتون رسید به من بگید (:

پ.ن : آنی دالتون جانم از تو این کافی نت من هر کاری میکنم نمی تونم بیام به وبلاگت . خانومی یک دنیا ممنونم و همینکه بهم گفتی برام یک دنیا ارزش داشت .

پ.ن: امروز وقت نمی کنم باید برم منتظر یک تلفنم ولی فردا هم به کامنتهای لازم پست قبل و هم این پست جواب میدم  (فک کنم دستور ادبیات رو سرویس کردم تو این جمله )

۵۴ نظر

(لازم)
لازم است. اما دیده نخواهد شد

تماس با گیلاس خانومی

خوراک گیلاسی!

    فید

توصیه گیلاسی

يه گودر ديگه گيلي

تقویم

اردیبهشت ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« فروردین   خرداد »
 ۱۲۳۴
۵۶۷۸۹۱۰۱۱
۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸
۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵
۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

دیدگاه‌های تازه

آمار