افسرده فصلی درمانی !
۲۶ آذر ۱۳۸۷
فک کن طرف شاد و خجسته اس ! همیشه خوشحال و پر هیاهو و خندان ! بعد به محض اینکه زمستون میشه اخلاقش صد و دویست درجه بر میگرده ! اونوقت اگر بگذاریش لای این موهای عسل که توش زنبور مرده هم داره و بخوریش باز تلخه !!! همش غر میزنه و ایراد میگیره ! بعد یواش یواش دوست نداره از خونه بره بیرون و همش خوابه ! در موارد شدید تر برای سر پا نگه داشتنش باید داربست ببندی بهش ! پدر این حالت تا جای که من بررسی کردم عمو خرس یادگار میباشه که با اغاز سرما به خواب زمستونی میره ! البته من بعد از مطالعه این قسمت فهمیدم که بابا بنده خدا به خواب نمیره بلکه دچار افسردگی عاطفی فصلی میشه ! بله یک افسردگی شایع که در زمستان به سراغ دوستان میاد و خلقشون رو تنگ میکنه ! عملا ابراز میکنن که ناراحتن و اوه و اوه و ایش و اینها !!!!
یکی از دلایلش این هس که کلا بشر دوست داره راحت باشه و ازاد ! تو زمستون وقتی مجبور باشی لباس گرم بپوشی و خودت رو مدام بپوشونی کلا یه حس بدی بهت دست میده ! تازه از قماش من هم باشی که نمیتونه لباس کاموایی و پشمی بپوشه اونقت باید شیش تا تاپ و با یه بلوز استین دار نازک رو رو هم بپوشی ! بعد هی این بدنت بیشتر تحت فشار قرار میگیره و حرکت هات محدود میشه و میشی مث ادم آهنی که نمیتونه دستش رو زیاد بالا ببره ! تازه جای من که باشی همه لباسهات باید چسبون هم باشه و دیگه عملا انقدر بهت فشار میاد که لوله نای و شش هات هم میچسبن به هم از فشار ! و موقع حرف زدن صدات هم نازک میشه دیگه ! تازه با اولین سرمای که بهت میزنه پوستت مث پوست مرغ بشه و اونوقت هست که بین لباست و پوستت درگیری ایجاد میشه و توی بدبخت هی داد میزنی که بابا من دارم میسوزم و همه میگن وااااااااا !!! چرا انقده تو سوسولی !!!
دلیل دیگه اش گرفتگی هواس … این که تا میایی باسن مبارک رو یه تکون بدی میبینی شب شده و به کارهات نرسیدی ! آسمون اکثرا تیره رنگه و اگر برف و بارون هم که باشه یه جورایی سرما و کثیفی گلی شدن و تندی حرکت مردم برای رسیدن به یک جای گرم …. خوب خودش کم دلیلی نیس !
یکی دیگه از معضلات هوای سرد این هست که اگر سه روز هم باشه که اب نخورده باشی و سلولهای بدنت از بی آبی خشک شده باشن و صدا ترق ترق هم بدن باز به محض اینکه پات میرسه بیرون از خونه و سرما بهت میزنه حس میکنی دستشویی داری ! البته توهم دستشویی و این خیلی بده ! ( ایکون بغض و امان از تجربه )
خلاصه که همونجوری که گفتیم همه چی دست به دست هم میدن تا خیلی از ادمهای خوشحال و سرزنده تو این فصل برن تو مود دیپرس شدن (: چه برسه به اونهای که کلا تو مود بودن ! یه دلیل علمی هم داره که بر میگرده به ترشح هورمون های ملاتونین که در طی شب از غده کاجی نشت میکنه و این حرفها که خوب در این مقال نمیگنجد (:
راستش این قضیه رو نگفتم که فقط بگم علت بد خلقی بعضی ها تو زمستون چیه ! بلکه میخواستم بگم که راه درمان دارن و اگر میبینید بچه ای شوهری دوست پسری ، دوست دختری ، مادری ! خانواده اقای رجبی چیزی تو این مود هستن و همون نیاز به داربست دارن تنها راه درمانش این هست که براشون نور درمانی کنید ! البته یه طریقه علمی داره که ما بهش کاری نداریم و اگر واقعا پیگیرش هستید برید دکتر و بگید گیلاس گفت چند جلسه نور درمانی من رو بکنید تا دکتر همونجا نور درمانیتون کنه ((((: ولی برای اینکه به علقتون شک نکنن !! ادامه همین پست رو بخونید و دوستان رو درمان کنید !
طرز تهیه درمان یک فرد افسرده عاطفی فصلی :
مواد لازم : یک عدد نور ( از کبریت بگیر تا مهتابی و لامپ کم مصرف یا کرم شب تاب و چراغ قوه ! … )
یک عدد افسرده عاطفی فصلی !
طرز تهیه :
لنگهای شخصی که دچار افسردگی عاطفی فصلی هست رو گرفته و به وسط اتاق بکشید ! یک عدد چراغ قوه رو در دست گرفته به بدن دوست افسرده بتابانید ! برای مردم ازاری سعی کنید دقیقا تو چشمهاش فوکوس کنید و کر کر بخندید ! بعد برای مطمئن شدن از درمان سه یا چهار عدد مهتابی و لامپ دویست و بیست ولت را به یک نخ وصل کنید و بالا سر شخص افسرده نگه دارید روزی دو قاشق بعد از غذا ! شما میتوانید در طی درمان از ریسه های مخصوص اعیاد مسلمان ها هم استفاده کنید ! دور شخص افسرده پیچیده و برای تزئین در گوشه خانه بگذاریدشان ! همچنین میتوانید به محض مشاهده کوچکترین اشعه ای نور خورشید شخص افسرده رو به زیر نور بیندازید ! اگر هیچ کدام از این راه ها جواب نداد با همان یک عدد چوب کبریتی که اون اول داشتیم شخص افسرده عاطفی فصلی را اتیش بزنید تا هم خودش راحت بشه هم شما ! اون کرم های شب تاب رو هم ول کنید مگه ادم با حیوانات بد رفتاری میکنه !!!!!
پ.ن: البته خیلی ها هم هستن که عاشق زمستون هستن ((: منم که از اول همه چی خوشم میاد وسطش کلافه میشم اخرش خر ناله میزنم ((:
اینم بگم یادم نره ! نیم کلاج کلا حرفه ای تر از ترمز دستی هستش ولی خیلی زود خانواده صفحه کلاج و اینها مورد عنایت قرار میگیره (: همون با ترمز دستی کار کنیم بهتره ((:


سلام فکر کنم گلستان لباس مردونه هاش بهتر باشه
مبارک باشه گیلی جون تولد اینا:(
بوس بوس بوس
خوب که فکر می کنم می بینم منم دست کمی از یک افسرده عاطفی فصلی ندارم . فقط طرز تهیه و دستور پختم یه خورده متفاوت بوده . اونم می ذارم به حساب ابتکار آشپز
چقدر حرفای متنوع زدی! اگه به همه اش جواب ندم حناق می گیرم می میرم!
.
اولاً که از لباس بافتنی نگو که وقتی آدم یم پوشه احساس می کنه در قفسی از سیم خاردار محبوسه! لطیف ترینش هم از پوست تن خانوما که لطیف تر نیست! (اسمایلی لطیفه!) همون کار سیم ظرفشویی رو می کنه! در نتیجه من هم به همون مرگ شصتاد تا تاپ رو هم دچارم و فشار و نای و اینا!!
.
از تکون دادن باسن گرامی و شب شدن هم بازم نگو که دلم خونه!!
.
اما در مورد افسردگی ناشی از این موارد موافق نیستم، من بعنوان یه متولد شریف اسفندماه، عاشقانه زمستون و برف و سرما رو دوست دارم… کلاً سرما بهتر از گرماست! سردت بشه ۴ تا روهم می پوشی و یه پتو هم می کشی سرت گرم می شی… ولی از گرما هم بمیری که نمی تونی لخت بشی! باید یه چیزی تنت باشه!
.
در مورد کت اسپرت و شام اگر تهران تشریف دارید ۲ حالت داره…
۱- فولوس موجود ۲- فولوس لاموجود!
در حالت شماره یک پیشنهاد سرآشپز یه ساندویچ فلافل لبنانی با نوشابه زرده! (حالا مشکی هم بود، بود) کتتون رو هم از پاساژ کویتی ها، واقع در پایین میدون فردوسی ابتیاع بفرمائید
در حالت شماره ۲ شام در رستوران ناپلی پاسداران (شاندیز سابق) و کت از برج سفید توصیه می شود! (بسی رومانتیک و عشقولانه!)
.
.
چقدر حرف زدم! قول می دی نظرم رو پاک نکنی؟ D:
(اسمایلی بچه پررو!!)
خوب خدا رو شکر به حرف ما رسیدی تولد آقا افشین هم مبارک از طرف ما سلام ابلاغ فرموده تبریک بفرمائید
راستی تولد افشین خان هم مبارک
آخ آره…پوست منم عین مرغ می شه..راس می گی…هیشکی هم درک نمی کنه..من خر لرزه هم بزنم (از سگ مودبانه تره خب p: ) لباس گرم نمی پوشم..یه مانتو فوقش یه بلیزم می پوشم..فوقشا p:
ولی افسردگی بگیر هم نیستم.کلا تعادل ندارم که..ازین به بعد یه کبریت دستم می گیرم زرت و زرت گیلاسی درمانی می کنم p:
تو خودت یه روش درمانی ای
میخواستم بگم که قضیه به ملاتونین هم مربوط داره که دیدم خودتون نه تنها اشاره فرمودید بلکه راه درمان رو هم کامل بیان کردید
)
برای شام یگولی رستوران فرید رو پیشنهاد میکنم، انتهای خیابان آبان به سمت خیابان ویلا بپیچشد همون جاست. تضمین میکنم همه جوره خوشتون بیاد. به صاب رستوران بگید کی فرستادتون تا بعداً پورسانتم رو بگیرم ازشون. برای کت هم خب بستگی به بودجهتون داره مثلاً میتونید برید گلستان طبقهء بالا و یک کت اسپرت با برند پیرکاردن ابتیاع بفرمایید به قیمت حدود دویست و خردهای تمان ناقابل!
از طرف ما هم ه افشینخان تبریکات صمیمانه ابلاغ بفرمایید.
راستی تو این پست آخم یه فال هفته هم گذاشتهام یه سری بزن و اگه حوصله داشتی یه نظری بده.
شاد باشی همیشه.
شام ژیگولی* (تصحیح)
گیلی نمی دونی چقدر خوشحالم که داری دوباره همون گیلاسی خوشمزه می شی…(آیکون خوشحالی و اشک شوق ریختن)
تولد افشین خان مبارک
من هم که زمستون دوس داشتم الآن با خوندن اینا احساس میکنم از همین افسردگیها که گفتی گرفتم!
تولدشون هم مبارک در ضمن.
وا گیلاس تو برای چی لباس گرم نمی پوشی؟ با خودت لج میکنی مثلا؟!
اوووم تولد افشین خان هم مبارک.
من هم فسردگی عاطفی دارم پس؟! مرسی از اطلاعاتت
فقط کاش راه های درمان مهربون ترشم بنویسی؛اخه انصافا تو این فصل من تخمیم!:*
تولد افشینم مبارک
سلام گیلی
منم جمعه تفلدمه .هر چی میخرین واسه منم بخرین.مرسی خورافز
تولد افشینت مبارک باشه گیلاسی.
کاش میشد منم مث شماها طعم سرما رو بچشم… آخه هیچ وقت سردم نمیشه…
گیلاسی گیلاسی گیلاسی (آیکون دو تا نقطه یه خط صاف)
دیروز من سرکارم وقتی فایلهام آپلود نمیشد و رسما داشتم سرویس میشدم برا جلوگیری از تیکه تیکه شدن اعصابم وبلاگتو باز کردم بخونم (کاری که اکثر وقتا میکنم البته)
بعد یه کاری پیش اومد رفتم و برگشتم دیدم آقای رئیس برا اینکه مثملا بیاد مشکل آپلود رو ببینه چیه خیلی با هیبت وحشتناک نشسته پشت سیستمم … یه نیگاه ترسناک کرد گفت : گیلاس خانومی هستم؟؟؟؟؟؟
بعد من کلی خییییجالت کشیدم گفتم : از دوستامه !
بعد حالا من با کلی کار وایسادم این نشسته با دل خجسته زیر و روی متن های تو رو میخونه … نکبت زوم کرده بود رو پست زیبایی!!! بعدشم همین حاج آقای تسبیح به دست با نیش باز میگه الان شمارمو کامنت میذارم براش(این الان مثلا شوخی بود)!!! و کلی صحبت های اختصاصی در این مورد شد!:)))
بعد هیچی دیگه نشون به اون نشون که به خاطر نشستن ایشون من صفحه ام تا ۹ شب بسته نشد:(((((
فقط اگه بگم من کجا کار میکنم و این رئیس کجاست خنده ات میگیره!!! استغفرالله!
کجا کار میکنی و اون رئیس کجاست؟!!
عزیزم نمیدونی چه جوری میشه رفت تو وبلاگ ویولت اخه باز نمیشه
آره ویولت برای منم باز نمیشه
سلام راستش از پست قبلی خیلی خوشم اومد آخه توی ارومیه یه حاجآقا حسنی هست (نه فرزادشون)بعضی وقتها که چه عرض کنم زیاد سوتی میده یه بار توی نماز جمعه میگه آقایون (خاتمی)اگه از من سوال میکرد بهش راه خارج شدن از بن بست اقتصادی رو نشون میدادم تمام مشکل ما با باز کردن خانه عفاف (شما بگیر فاحشه خونه)حل میشه الان جوانا برای اینکار خونه خالی میخوان که نیست پس در مرحله اول مشکل مسکن حل میشه ،دوم ترافیک ،هرکی یه ماشین انداخته زیر پاش دنبال یه تیکه است که توی همون ماشین حالشو ببرن پس اگه اون خونه باشه مشکل ترافیک هم حل میشه،سیمش هم مشکل ازدواجه که در اینصورت شمار زیادی از جونها دیگه قید ازدواج رو میزنن وخود به خود بیشتر مشکلات مملکت حل میشه ،منتها آقای خاتمی ورفسنجانی از من سوال نکردن .ایشون امام جمعه ارومیه هستن
تولد تولد لولد مبارک مبارک مبارک
سلام بر استاد گیلاسی
تمام کتابفروشی ها رو دنبال کتاب از گیلاس تا گیلاس گشتم پیدا نکردم
گفتن که یه نسخه هس که اونم دست مولفه.
مولفه گرامی قصد ندارین این کتاب رو منتشر کنین دیگران هم استفاده کنن!
اگه هم بشه چند ساعتی کتاب رو امانت بگیریم ممنونمند میشیم
پینوشت برای دوستان:کتابه راجه به طرز تهیه پست های دلنشین و ماندگاره
برقرار باشین استاد
گیلی من یه چیزی بگم؟ نه اه بگم ناراحت میشی.فعلا
سلام
بالاخره با قضیه ترمز دستی کنار اومدی؟
من که عاشق برفمممممممممم
در حالی که همه درارن از سرما می یمرند من با لحن عاشقانه می گم وای چه هوای رمانتیکییییییییییییی
چه احساس خوبیه که جز ده کامنت اول گیلاسی باشم………..
به به دقیقا مرض منه چقدر هم بیخوده برو پاساژ آرین کت اسپرت برند دار موجود است یعنی قبلا که موجود بود گلستان هم داره. شام هم شاندیز جردن خوب میباشد یعنی رسمیه. البته بستگی داره چه جور جایی بخوای.
تولد افشین مبارک
خوبه که به فایده ترمز دستی پی بردی
منهم سرور عالم انسانیت موعود خونه مامانش اینها و خونه خودمون ! گیتی دو عالم و از این حرفها رو به پیتزا و یه جفت کفش مهمون کردم
حالا چرا ÷اکش میکنی؟؟؟
خب بابا تو با معرفت…
فقط بگو من چیکار کردم…همین
می دونم هیچ ربطی نداره، امااگه می خواین از خنده بمیرین Madagascar: Escape 2 Africa رو حتما ببینین ،
تولد شوهر محترمتون مبارک.
اون روش نور درمانیت هم خیلی به درد خورد.ممنون.
بازم نسخه بنویس.
مبارکا
خوش بگذره
یعنی منم افسردگی فصلی گرفتم؟؟؟!!! جالبه که سالهای پیش اینجوری نبودم!
)
راستی به آقای افشین تبریک بگو
بشین سر درست دههههههههه
mobarak bashe khanoomi.in postet ham ba maze bood.
سلام
میشه در مورد ترمز دستی توضیح بیشتر بدی والا من الان چند ساله ماشین دارم دخترهستم و توی کلاس رانندگی هم اصلا با ترمز دستی چیزی به ما آموزش ندادن درست مث خودت. وقتی شنیدم کلی تعجب کردم بعد این چند سال یعنی یکی نبوده به من بگه؟
شایدم آقای همسر .افشین. بتونه یه پست آموزش بذاره. بد نیست باهاش صحبت کن.
مرسی alot
در شیب بجای پدال ترمز از ترمز دستی استفاده میکنی
مواد لازم
یک راننده ، یک ماشین
۱ ترمز دستی را می کشی
۲ کلاج را نیمه می گیری پاتو بزار رو گاز ( زیاد گاز ندی)
۳ ترمز دستی را بخوابن سپس حرکت می کنی به همین راحتی.
وای خدا من ! چه زود گذشت !!! انگار همین دیروز تولد افشین بود …. !!!
حیف که تهران نیستم !!! اگه اینجا بودی برات یه قرار رماتنیک میچیدم !!!!!!
در هر حال شب خوبی داشته باشین عزیزم !
گیلاس میشه کامنتی رو که برای پست قبلت گذاشتم بخونی؟؟
سرما ااااااااااااااااااااااااااااااااااا(گریه شدید !!!!!!)
تولد یه مرد آذریت مبارک (تعبیر فوق العاده ای برای مرد های این ماه بود واقعا که باید فقط با این زبون باهاشون صحبت کرد)!!
ممنون گیلاسی جان. بخش روش نوردرمانی خیلی به دردم خورد. یعنی مشکل رو می دونستم ها. روش درمان رو بلد نبودم. مخصوصاً اونجاش که باید ریسه چراغ رنگی رو دور بیمار پیچید خلیلی کاربردیه. چون می دونی دیگه الان تو بلاد کفر نزدیک کریسمس هست و اینا. این تزیینات خیلی به درد می خوره.
اومدم ورود خودمو به جرگه خواننده هات تبریک بگم،البته اصلا موجود مهمی نیستم ولی آرزو بر جوان جماعت قراره که عیب نباشه. به هر حال، الان ۵ صبحه، تا بعد.
سلام.
من از اون خواننده هات هستم که شماره یک یک یک توی favorite آدرس وبلاگ شما هستش ، و همیشه مطالبتون رو میخونم.
لطفا اگه امکان داره و میدونید میشه بگید که وبلاگ “شب گیر” چرا آپدیت نمیشه؟
همین الان هم توی وبلاگ “ویولت ، من و ام اس” خوندم که پدرش فوت شده!
آیا درسته؟ و این همون مهرداد هست؟
لطفا جواب منو بدین ، همینجا یا ای میل کنید برام farshid4567@gmail.com .
ممنون میشم.
بد جوری منتظر بقیه خاطراتش هستم ولی خبری نمیشه توی وبلاگش.
حتی آدرس شما توی لینکدونیش هست با اسم “گیلاسی، دختری با دماغ سر بالا”.
درمورد پست ترمز دستی …من مطمئنم که مردم تو رستوران با خودشون فکر کردن ببین این خانومه چقدر گریه کرده تا شوهرش بیاردش اینجا مخصوصا بعد از شوخی کاری هات موقع شام خوردن …صورتک نیش باز….
مگه این نوشته های تو می ذاره که آدم اظهار نظر کنه ؟….مردم از خنده …من اصلا فکر نمی کردم شورت وسوتین وتاپم اینقدر در وضعیت اقتصادی مملکت تاثیر داشته باشه ….لامصب ! خب دائم بکینی می پوشم دیگه …که حسابی صرفه جوی کرده باشم وتورم هم بیاد پایین …والا
درمورد زمستون من اصلا حساسیت ندارم یعنی راستش بیشتر تو مود خوشحالی ام تا افسردگی ولی قبول دارم سرد شدن هوا وابری بودنش باعث میشه خواب آدم کمی زیاد بشه .من همینجوریش اتاقی رو برای خواب استفاده کردم کهوسط قرار گرفته باشه وپنجره نور گیر از بیرون همنداشته باشه تازه در اتاق وهم نیمه بسته می ذارم که حسابی تاریک باشه برای خواب . میدونم که نوشته هات بیشتر طنزگونه اس…ولی اگه واقعا این همه حساسیت به لباس پو.شیدن تو زمستون داری چاره اش یه پالتو گرم ونرم حسابیه یا از این مدل های ضد باد هست که فقط یه لایه اسولی حسابی گرمه یا یه مدل من دارم که فقط یه لای مثل کامواس ولی واقعا گرمه من تو اوج برف ویخبندون وسوز وسرما فقط اونو می پوشم با یه بلوز از زیر …
در ضمن تولد جناب همسر هم مبارک
تولد آقای آذریتون مباررررررررررررررررکککککککککککککک
تولد آقای افشین مبارک… حالا کجا رفتین شام و از کجا کت جینگولی خریدین!؟ بگین شاید بکارمون بیاد!
سلام گیلی جونم خوبی خانمی
من اصن نمیدونم چرا از وقتی اومدی اینجا مطالبتنو خوندنم نمیاد
گاهی میام
حالا دیگه باید دخمل خوبی بشم بشینم همه رو بخونم
در ضمن ما رو توی دوستان فراموش کردیا
من عاشق زمستونم گلم……..